فنا میشوید از گرد کدورت دامن هستی
چو آتش میکند خاکستر ما کار صابون را
بیدل درینجا نفسهای آلوده و ناپاک را به به گرد کدورت تشبیه نموده است. البته کدورت به معنی آزردگی نیز است؛ اما درین جا معنای ناپاکی ، آلودگی و مکدر بودن مراد است. نفسهای آلوده و ناپاک که دامن سپید هستی را کثیف نموده است؛ روزی خواهد رسید که نیستی آن را از دامن هستی بشوید و پاک کند.
در این بیت، تصویر کشیدن فنا، به آب و آتش به جذابیت آن می افزاید و هردو را از لحاظ حاصل کار ( پاک کردن)، قابل جمع میداند، هرچند ضد یکدیگر اند.
مصرع دوم در واقع تکمیل کنندۀ مفهوم مصرع اول است. در این مصرع، بیدل میخواهد این را بازگو کند که آتش نیستی آن نفسهای آلوده و ناپاک را به خاکستر تبدیل میکند. چون رنگ خاکستر سفید است، آن را به پاکی تشبیه نموده است که در واقع عین کار را صابون (پاککننده و سفیدکننده) نیز میکند. به تعبیر دیگر اگر انسانها نفسهای آلودۀ خود را تزکیه نکنند، آتش نیستی، آنها را یک روز از دامن هستی پاک میکند.
این بیت نشانگر اوج توانایی شعری بیدل است. او بین فنا، آتش و صابون که خاصیت پاککننده دارد چقدر زیبا، رابطۀ مفهومی بافته است. البته رابطه فنا و آتش از دو واژۀ «چون» و «میکند» در مصرع دوم معلوم میشود و واژۀ صابون به پاک کردن دامن هستی دلالت میکند.
