ندارد نامۀ من در خور پرواز مضمونی
مگر رنگی ببندم بر پر و بال کبوترها
در سابق رسم بر این بود که نامه را توسط کبوتر به یک دیگر ارسال میکردند. در این بیت نیز چقدر زیبا بیدل اعتراف میکند بر این که نامۀ او مضمون ندارد بناً شایستۀ ارسال را به یارش ندارد. او از نهایت ناتوانی خود در وصف و ستایش یار حرف میزند که نمیتواند آن را در نامه بگنجاند. گویی نامۀ او مانند ورق سفید، نانوشته است از بس که بی مضمون و بی محتوا است.
در مصرع دوم شاعر به طور کنایه آمیز می گوید که اگر نامۀ خود را روان کنم، بایددر بال و پر کبوتر نیز رنگ ببند ؛ زیرا نامۀ او مانند بال و پر کبوتر سفید است، یعنی آنقدر ناچیز است که چون ورق سپید، نانوشته و سپید پنداشته میشود.
مصرع دوم یک تعبیر دیگر نیز شده میتواند. یعنی نامۀ من گویی رنگی بر آن ریخته باشد، بیمضمون است. نامۀ من مگر فقط رنگی است که بر پر و بال کبوتر باشد، ارزش نامه را ندارد.
