شهرتنوایی هوس نام سرمهخوست
چینی به مو رسید ز نقش نگینها
از نظر عرفا و متصوفین، کسانی که در پی شهرت در این دنیای مادی و فناپذیر اند، این تلاش بیهوده و بیاعتبار بوده و به جای نمیرسد. بیدل با تبعیت از عرفا، این موضوع را در بیت فوق بیان نموده است.در مصرع اول، بیدل میخواهد بگوید آنانکه نوای شهرت و کسب نام را دارند در واقع این صدای بیصدای آنها مانند کسی است که سرمه خورده باشد و هیچ کس صدای او را شنیده نتواند؛ زیرا این خوی و خاصیت سرمه ست که هرکس آنرا بخورد، صدایش مینشیند و هرقدر بخواهد آواز و نوا بکشد، برای دیگران شنوا نیست.
مصرع دوم، مضمون مصرع اول را به تصویر میکشد. در قدیم ظروف چینی به خاطر نقش و نگار آن از شهرت زیادی برخوردار بود. یگان وقت این ظروف بهخاطر نقش و نگاری که روی آن صورت میگرفت، درز سطحی سیاه رنگ بر آن رونما میگردید که از شهرت و آوازۀ آن میکاست. بیدل آن را به مو رسیدن به خاطر نازک بودن درز آن تشبیه نموده است. قابل یاددهانی است که میان سرمه و مو رسیدن رابطۀ مفهومی وجود دارد، زیرا نفس مو رسیدن در ظرف چینی صدای شهرت ظرف چینی را چون کسی که سرمه میخورد، خاموش میکند.
جان کلام این بیت در این است که عرفا و متصوفین به سادگی و عدم شهرتطلبی باور دارند و هرگونه شهرت طلبی را درز سیاه رنگ در ظرف دل صاف خود میدانند.
