جهان، جنون بهار غفلت، ز نرگس سرمهساش دارد
ز هر بن مو به خواب نازیم و مخمل ما قماش دارد
نرگس، از تشبیهاتی است که شعرای پارسیزبان چشم یار خود را به آن تشبیه مینمایند. در گل نرگس، ذرات سیاهرنگیست که بیدل آنرا به «نرگس سرمهسا» تشبیه نموده است.
در این بیت بیدل برای بیان تجربههای عرفانی خود از نمادهای عشاقانه استمداد جسته است و آن تجلی را به «نرگس سرمهسا» تشبیه نموده است که جهان درونی بیدل با دیدن آن «جنون بهار غفلت» دارد. گل نرگس نماد خودشیفتگی و جنون است. در فرهنگ کهن ایران، نرگس نماد ایزدماه است و به آن چشم شب نیز گویند. باور به این بود که ماه نخستین تخم پدیدار شدن گیاهان و جانوار است که تشبیه آن را به فصل بهار نزدیکتر میکند.
«جنون بهار غفلت» از ترکیبات منحصر به فرد بیدل است که همه معانی بالای نرگس را در خود دارد. مقصد از جهان، جهان درونی بیدل است که هر آن همچون فصل پاییز محکوم به فساد و ریختن است. اما با آن تجربۀ عرفانی گویی چون بهار سرشار از طراوت و تازگی شده است و غافل از طبیعت و ماهیت وجودی خود. یعنی با آن تجلی چنان از خود غافل میشود و در جهان بهارمانند وحدت غرق میشود که گویی در رویای آرامش است. کلمۀ «دارد» در مصرع اول، اکتسابی بودن این حالت فوق را در مورد جهان درونی بیدل میرساند نه ذاتی بودن. یعنی جهان از تجلی همچون نرگس سرمهسای یارش بهارستان شده است. بیدل در جای دیگر در مورد «بهار غفلت» چنین می گوید:
بیدل از بس شش جهت جوش بهار غفلت است
سبزۀ خوابیده میبالد چو مژگان هر طرف
ویا
بنازم خرمیهای بهارستان غفلت را
شکستن فتنه توفانیست و من بر رنگ مینازم
در مصرع دوم، بیدل از خود یاد میکند که سخت محو آن تجلی همچون نرگس سرمهسا شده و از کیفیت «خواب ناز»حرف میزند. ترکیب « خواب ناز» دلالت به آن حالت عرفانی میکند که با دیدن تجلیات الهی، عارف بیخود و مدهوش میشود. ناز به معنای آسایش است. پس خواب ناز دلالت به آن آرامش روانی میکند که از اثر دیدن یار در وجود عاشق پیدا میشود. چنانچه بیدل در جای دیگر میگوید:
خیال نرگس مست تو بیخودی اثر است
وگرنه دیدۀ بختم نداشت این همه خواب
و یا
ناز غفلت می کشیم از التفات آن نگاه
خواب ما را سایۀ مژگان او بیدار کرد
ترکیب «بن مو» در مصرع دوم، دلالت به مژه میکند. بیدل میخواهد بگوید که هر بن مژهاش آلوده از این «خواب ناز» است. وقتی انسان در خواب میرود مژهها با هم نزدیک و جمع میشود که بیدل آنرا به خاطر نرمی آن به مخمل تشبیه نموده است و این مخملش در واقع قماش (رخت) است برای خواب نازش.
بیدل در جای دیگر میگوید:
غفلت خلق بوده است مخمل کارگاه صنع
چشم به خواب ناز دوخت چون مژه مو به موی ما
ویا
قماش عرض هستی تار و پود غفلتی دارد
که چون مخمل اگر مژگان گشایی خواب میگردد
جان کلام این است که بیدل در بیان مشاهدهها و تجربههای عرفانی خویش میپردازد و یک نوع حالت خاص را در او به وجود میآورد که در بیت فوق آن را به تصویر کشیده است. البته به تصویر کشیدن آن حالات عرفانی بدون زبان نمادین و رازآلود ممکن نیست. او حالت ویژۀ عرفانیای که در وجودش پدیدار شده به «خواب ناز» تشبیه می کند که او را چون خواب از این دنیای مادی میبرد و با پروازهای روحانی او را در اوج آرامش و وحدت میکشاند. بناءً ترکیب «خواب ناز» به حالت عرفانیای دلالت میکند که بیدل آن را تجربه نموده است. همچنان کاربرد نرگس درین بیت خیلی رسا و بلیغ است. نرگس نماد ایزدماه است که در شب است و شب با خواب رابطه دارد. نرگس گل پاییزی است که پیوند معنایی با بهار دارد.
