یکتایی آفرید لب خودستای عشق
در نقطهٔ دهن الفی داشت میم ما
در این بیت بیدل از وحدت و یکتایی حرف میزند. او عشق را وسیلۀ برای رسیدن به معشوقش (ذات یکتا) میپندارد. یعنی این عشق است که یکتایی میآفریند و انسان را با خداوند متعال میرساند، آن هم طوریکه خود را کاملاً در وجود خداوند مییابد و از وحدت وجودی حرف میزند.
در مصرع اول، او از ترکیب منحصر به فرد« لب خودستای عشق» یاد میکند. واقعاً این ترکیب زیبایی است که بیدل مراد خاص از آن دارد. یعنی وقتی بیدل به ذات یکتا میرسد و از آن ذات ستایش میکند، چون خود را جزء آن ذات میداند، این ستایش را یک نوع خودستایی میپندارد. این ترکیب نشاندهندۀ نهایت باورمندی بیدل به وحدت وجودی است. این لب آفرینش یکتایی و وحدت است.
مصرع دوم، به تصویر کشیدن مضمون مصرع اول با الفاظ و عبارات دیگر است. در این مصرع او از «ما» یاد می کند و با یک بازی لفظی، بهترین استفادۀ عرفانی از آن میکند. وقتی به شکل «ما» دقیق شوم، به ویژه در خط نستعلیق که در زمان بیدل بیشتر مروج بوده است، خود نگارش سر «میم» مانند نقطه است که بیدل از آن نقطۀ دهن یاد کرده است و پیوسته با آن «الف» باریک کش و نوشته میشود، گویی الف در دهن میم است!
همانطوری که در دهن میم «ما» الف است و «الف» شباهت با «یک» دارد، به همین گونه ، کسی که عاشق راستین «هو» است، این عشق او را مانند الف پیوسته با میم (معبود)، به خداوند متعال میرساند ؛ بنابرین او از یکتایی و وحدت حرف میزند. قابل یاد دهانی است که کاربرد «ما» در مصرع دوم، افادۀ وحدت را میکند و خود در محکم شدن بافت مفهومی این بیت، از اهمیت زیادی برخوردار است. در این بیت میان، «یکتایی» و «الف»، «لب» و «نقطۀ دهن» رابطۀ مفهومی وجود دارد.
