اسرار دهانت به تأمّل نتوان یافت
از فکر، کسی پی نبرد راه عدم را
الحق بیدل از سردمداران سبک هندی به شمار میرود. در سبک هندی استفاده از مبالغهها و اغراق به حد اعلی آن میرسد. در این کار بیدل استاد همه به شمار میرود. در این بیت بیدل خواسته است کوچکی دهن یار خویش را توصیف نماید. در مصرع اول، او به طور اغراقآمیز ریزه و خورد بودن دهن را طوری بیان میدارد که تفکر و تأمل در بارۀ اسرار آن را نمیتوان دریافت کرد، یعنی از عجز بیان زیبایی آن یاد میکند.
در مصرع دوم با استفاده از مضمون مصرع اول، درجۀ اغراق را به نهایت آن میرساند و کوچکی دهن را به «عدم» تشبیه مینماید و در مورد «عدم» میگوید که کسی با فکر خود نمیتواند از عدم خبر دهد چون عدم لاشیء محض است که در آن تمایز و افتراق اصلاً منتفی است. بناً دهن یارش از بس که زیبا و کوچک است، توصیف زیبایی آن ناممکن است، گویا کسی در بارۀ چگونگی عدم حرف زده نمیتواند.
البته بیدل خواسته است رابطه میان کوچکی و زیبایی دهن با عدم را در غیر قابل بیان بودن آن، برقرار سازد؛ زیرا از عدم نیز نمیتوان توصیف کرد، کما اینکه از نظر بیدل از زیبایی و کوچکی دهن یارش نیز نمیتوان توصیف کرد چون زبان از بیان آن عاجز است و نمی تواند الفاظ شایسته و سزاوار برای آن دریافت. بناً درینجا مشبه به، در عدم توصیف از هر دو (دهن و عدم) است. در جای دیگر، بیدل دهن را به طور اغراقآمیز به «نقطۀ موهوم» تشبیه میکند:
بیدل به فکر نقطهٔ موهوم آن دهن
جزوی به غیر لایتجزا نماندهایم
بناً تشبیه دهن به «عدم» یا «نقطۀ موهوم» از ویژگیهای منحصر به فرد بیدل در کاربرد صنعت اغراق به شمار میرود.
