بسکه آزاد است بیدل از عبارات دویی
ناله هم این مصرع برجسته را تضمین نشد
بیدل که به وحدت الوجودی باورمند است، از اندیشهها، تفسیرها و سخنهای دوگانه خود را وارهیده میپندارد و در نهایت وحدت که در آن راهی برای دوگانگی وجود ندارد، به سر میبرد.
مصرع دوم، مضمون مصرع اول را به تصویر میکشد. درین مصرع از ترکیب «مصرع برجسته» یاد شده است. مصرع برجسته عبارت است از مصرع آمده، مصرع تند، مصرع تیز، مصرع خوبی که بیفکر و رویت به هم رسد. مصرع نیمبیت را گویند. دو مصرع یک بیت را میسازد. بیدل در مصرع اول، خود را از دویی فارغ میداند. این مصرع برجسته، اشاره به مصرع اول دارد، زیرا مضمون مصرع اول بدون تأمل و با جوشش عرفانی آمده است. همچنان این مصرع برجسته رابطۀ مفهوم با ناله دارد از آنجاییکه ناله نیز تند و بیتأمل است. از آنجاییکه وی دویی را رد میکند، نمیخواهد مصرعی برای تکمیل مصرع اول آید. همچنان وی از کلمۀ تضمین در مصرع دوم یاد میکند. تضمین در علم بدیع به مصرعی اطلاق میشود که شاعر از شاعر دیگر در شعر خود بیاورد، مانند این بیت سعدی که میگوید:
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
که رحمت بر آن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
در مصرع دوم، بیدل به گونۀ کنایهآمیز بیان میدارد که حتا نالهاش تضمینی برای مصرع اول نشد. با این بیدل، دویی را میخواهد رد کند. مصرع دوم هرچند مکمل مصرع اول است، اما به زبانی مطرح شده است که حاکی وحدت است تا دویی. بیدل درین بیت از دو من خود یاد میکند. من اعتباری که در آن دویی است و من حقیقی که در آن دویی راه ندارد.
بیدل، نالۀ خود را تضمین میگوید؛ زیرا در مصرع اول در آن وحدت، آن نالههای پیشا عدم را دیگر از خود نمیداند. گویی که از خودش نیست. از جانب دیگر مصرع دوم، از لحاظ منطقی به شکل قضیۀ سالبۀ محصله آمده است که با انتفای موضوع هم ممکن است صادق باشد و از آنجاییکه نالهاش دیگر اصلاً وجود ندارد با انتفای ناله، مضمون مصراع دوم صادق است. بیدل در مصرع دوم به «ناله» وجود داده است و بعداً آن وجود را از آن گرفته است. به تعبیر دیگر، به «ناله» وجود اعتباری داده است و آن وجود را از آن سلب ضروری کرده و یک قضیۀ عدمی ساخته است. همچنان میتوان گفت که بیدل به طور کنایه آمیز از«ناله» یاد نموده است، هرچند در عدم، سخن و نالهای نیست. این گونه پخته و محکم سرودن، نمایانگر آن است که شعر از ژرفنای تجارب عرفانی وی سرچشمه گرفته است و از خود بیدل نیست؛ بلکه الهام است و بس.
