خانه ادبیات تأویل ابیات عرفانی
دسته‌بندی:

تأویل ابیات عرفانی

توسط محمد قاسم رحمانی

شبنم صفت ز بس که سبکبار می‌رویم بوی گل است ناقه‌کش کاروان ما بیدل درین …

توسط محمد قاسم رحمانی

دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا جز وهم وجود و عدمی نیست در اینجا …

توسط محمد قاسم رحمانی

به مهر مادر گیتی مکش رنج امید اینجا که خونها می‌خورد تا شیر می‌گردد سفید …

توسط محمد قاسم رحمانی

گردلی داری تو هم‌خون‌ساز و صاحب‌نشئه باش می‌شدن مخصوص نبود دانهٔ انگور را «دل» نزد …

توسط محمد قاسم رحمانی

اثر پیام عجزم ز خرام اشک واکش به طواف دامن امشب دو سه لنگ می‌فرستم …

توسط محمد قاسم رحمانی

به چمن ز خون بسمل همه‌جا بهار ناز است دم تیغ آن تبسم رگ گل …

توسط محمد قاسم رحمانی

زبان حالم از انصاف عذر ناله می‌خواهد گران جانتر ز چندین کوهم و دل می‌کشد …

توسط محمد قاسم رحمانی

دستگاه لفظ‌ کز پیشانی‌ام بسته‌ست نقش خط چه‌معنی دارد اینجاسجده هم‌ لغزیده است «بیدل» معناآفرینی …

توسط محمد قاسم رحمانی

هیچ شکلی بی هیولا قابل صورت نشد آدمی هم پبش از آن کادم شود بوزینه …

توسط محمد قاسم رحمانی

زاهد به بزم مستان دیگرتو چهره منمای شب‌های جمعه ‌کم نیست روز سیاه مینا «بیدل» …

توسط محمد قاسم رحمانی

تحصیل دستگاه تنعم دنائت است چندانکه ریشه موج زند در زمین دود «بیدل» به قول …

توسط محمد قاسم رحمانی

با هر کمالت اندکی ديوانگی خوش است گيرم که عقل کل شده‌ای بی‌جنون مباش «بیدل» …