۲۰۲۵@ – تمامی حقوق محفوظ است.
خانه ادبیات
دستهبندی:
ادبیات
توسط محمد قاسم رحمانی
احتیاج خودشناسی جوهر آیینه نیست من اگر خود را نمیدانم تو میدانی مرا جوهر آیینه …
توسط محمد قاسم رحمانی
غیر من زین قلزم حیرت حبابی گل نکرد عالمی صاحبدل است امّا کسی بیدل نشد …
توسط محمد قاسم رحمانی
ز دست عافیت داغم سپند یأس پروردم به این سوزی که من دارم مگر آتش …
توسط محمد قاسم رحمانی
در گریبان غوطه خوردم رستم از آشوب دهر کشتیام میبرد طوفـان لنگرم آمد بهیاد در …
توسط محمد قاسم رحمانی
داغیم چون سپند مپرس از بیان ما در سرمه بال میزند امشب فغان ما در …
توسط محمد قاسم رحمانی
شبنم همه تن آب شد از یک نظر اینجا ما هرزهنگاهان به حنایی نرسیدیم در …
توسط محمد قاسم رحمانی
آسمان با آن کجی شمع بساطش راستیست حلقۀ چشم کمان نظاره داند تیر را در …
توسط محمد قاسم رحمانی
نفس در جستجو، خاصیّت موج نظر دارد که غیر از چشم بستن نیست منزل کاروانش …
توسط محمد قاسم رحمانی
دو تا گشتیم در اندیشۀ یک سجده پیشانی به راه دوست خاتم کرد ما را …
توسط محمد قاسم رحمانی
انفعال هستی از ما برندارد مرگ هم خاک اگر گردیم آبی در نظر داریم ما …
توسط محمد قاسم رحمانی
صد چرخ زد سپهر و ز ما نیستی نبرد صفر دگر تو نیز فزا بر …
توسط محمد قاسم رحمانی
مباش ای غنچۀ اوراق گل مغرور جمعیت که این پیوستگیها در بغل دارد جداییها جمع …
