تدوین اصول بین المللی اخلاق حرفهای در روزنامهنگاری در سال 1978 تحت رهبری سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) روی دست گرفته شد که پس از آن در مجمع چهار جلسۀ مشورتی دایر گردید. این کُد اخلاقی دارای ده اصل است. در اصل هشتم آن چنین آمده است:
” یک خبرنگار واقعی مدافع ارزشهای جهانشمول انسانگرایی است؛ پیش از همه صلح، دموکراسی، حقوق بشر، پیشرفت اجتماعی و رهایی ملی. او در عین حال ویژگیها، ارزش و کرامت هر فرهنگ و همچنین حق هر ملت را برای انتخاب و توسعهٔ آزادانۀ نظامهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود محترم میشمارد. بنابراین، خبرنگار بهگونهای فعال در دگرگونی اجتماعی برای بهبود دموکراتیک جامعه مشارکت میکند و از راه گفتوگو، به ایجاد فضایی از اعتماد در روابط بینالملل که به صلح و عدالت در همهجا، کاهش تنشها، خلع سلاح و توسعۀ ملی یاری رساند، کمک میکند. از اصول اخلاقی این حرفه است که خبرنگار از مقررات مرتبط مندرج در کنوانسیونها، اعلامیهها و قطعنامههای بینالمللی آگاهی داشته باشد.”
بربنیاد اصل فوق الذکر، خبرنگار باید متعهد به ارزشهای حقوق بشری و دموکراسی باشد. حقوق زنان در زیر مجموعۀ حقوق بشر قرار میگیرد. بنابرین خبرنگاری که از طریق مصاحبه، گزارش یا هر کار خبرنگاری به گونۀ مستقیم یا غیر مستقیم، نظام استبدادی، آپارتاید جنسیتی یا قومگرایی را توجیه میکند، رفتارش غیراخلاقی پنداشته میشود.
یک خبرنگار مسؤول همه کارهایی خبرنگاری اشت. هنگام مصاحبه، مصاحبهشونده هرگونه باوری را اظهار میکند این باورها ممکن برخلاف ارزشهای فوق الذکر باشد. این وظیفۀ خبرنگار است تا از طریق پرسشهای بهموقع و مسلکی، باورهایی را که خلاف آن ارزشها اگر باشد به چالش بکشد. نقش انفعالی خبرنگار به هیچ صورت قابل توجیه نیست. یعنی خبرنگار از هر اطلاعاتی که از گزارش و مصاحبۀ وی ناشی میشود مسؤول پنداشته میشود و باید ارزشهای اخلاق خبرنگاری را رعایت کند.
برآیند مصاحبه، باید دادن اطلاعات درست یا به چالش کشیدن اطلاعات نادرست باشد. هرگونه سکوت یا سرجنباندن تأییدی خبرنگار به باورهایی که خلاف ارزشهای فوق الذکر است، خلاف اخلاق خبرنگاری پنداشته میشود. بنابرین خبرنگار باید متوجه ژست و حرکات خود باشد و آن رفتار نباید تأیید امر خلاف واقع و اخلاف را بهخورد مخاطب بدهد.
متأسفانه در افغانستان، برای برخی از خبرنگارانی حقوق و اخلاق خبرنگاری مفهوم نشده باشد. ندانستن آن تبعات منفی را بر کار خبرنگاری دارد که میتوان از بیاعتبار شدن کار خبرنگاری از یکسو و دادن اطلاعات نادرست یا تحریفشده به دیگران از سوی دیگر یاد کرد.
گزارش یا مصاحبۀ غیرمسلکی نقض حق دانستن شهروندان نیز است. حق دانستن هر شخص در مادۀ (۱۹) میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مندرج است. چنانچه در این ماده چنین آمده است:
” هر كس حق آزادی بيان دارد. اين حق شامل آزادی جستجو، دریافت و پخش اطلاعات و افكار از هر قبيل بدون توجه به سرحدات خواه شفاهاً يا به صورت نوشته يا چاپ يا به صورت هنری يا به هر وسيله ديگر به انتخاب خود میباشد.”
طوریکه ازین مادۀ میثاق برمیآید، حق دانستن در واقع جمع حق جستجو و دریافت اطلاعات است. اطلاعاتی که یک شخص دریافت میکند نباید تحریفشده و نادرست باشد. پس هر شهروند حق دارد اطلاعات درست را از خبرنگاران بهدست آورد. هرگونه سفیدنمایی یا تبلیع به نفع طالبان چه به گونۀ سلبی از طریق مصاحبهشونده یا به گونۀ ایجابی از طریق خود خبرنگار، خلاف حق دانستن شهروندان و اخلاق خبرنگاری است.
درین اواخر خانم فرحناز فروتن مصاحبهای با دکتر روشنک وردک داشت که خانم روشنک در کابل زندگی میکند. درین مصاحبه وضعیت چنان نشان داده شده است که جنگ پایان یافته است و در افغانستان امنیت و آرامش برقرار است. معترضان این مصاحبه را خلاف واقعیت و سفیدنمایی برای طالبان عنوان کرده اند. در خصوص نقدهایی که بر خانم فروتن وارد شده است، ذیلا تفاوت میان تبعیض جنسیتی، دید فمینستی و تبعیض توجه بیان میگردد.
تفاوتیست میان تبعیض جنسیتی و دید فمینستی. تبعیض جنسیتی را میتواند یک زن/مرد انجام دهد. در تبعیض جنسیتی فقط به جنس دیده میشود تا رفتار. اینکه رفتار خوب است یا بد، از آنجاییکه یک جنس خاص آن را انجام داده است مورد داوری مثبت/منفی قرار میگیرد. این عمل مذموم و خلاف عدالت است.
دید فمینستی مکمل دید انسانی است. در دید فمینستی، آن پهلوهای رفتار یک زن دیده میشود که بنابر حاکم بودن جو مردسالارانه برای همه قابل دید نیست. برای دید آن نیاز به خودآگاهی جنسیتی است. برملا کردن برآیند این دید برای تأمین عدالت کمک میکند. تاریخ، ادبیات، سیاست و حقوق سرشار از دید مردسالارانه بوده، برای متعادل کردن این دید، نیاز به دید فمینستی است تا رویکرد زنانه در پهلوی رویکرد مردانه، همه چیز را از اثر بازتعریف و انسانی کند.
در خصوص سفیدنمایی/لابیگری طالبان از سوی یک زن نباید از دید تبعیض جنسیتی به آن دید، یعنی چون یک زن آن را انجام داده است پس درست/نادرست است، بل باید از دید فمینیستی به موضوع دید. البته دید فمینیستی متوجه “تبعیض توجه” نیز است. دید فمینستی عدالت گزینشی را نیز مورد نقد قرار میدهد. به تعبیر دیگر، دید فمینستی را این را نیز به نقد میگیرد که اگر آن رفتار را یک مرد انجام میداد چرا نورمال و کمتر مورد توجه است ولی اگر یک زن انجام میدهد بیشتر مورد توجه، نقد و داوری است. تبعیض توجه یک رخ دیگر تبعیض جنسیتی است.
