122
گاهی میان قید توضیحی و قید احترازی سؤتفاهم ایجاد میشود. بهتر است به آن اندکی روشنی انداخت.
در قید توضیحی، قیدی که در یک ترکیب میآید آن را محدود نه بل یکی از ویژگیهای ذاتی آن را توضیح میدهد. مثلا اگر گفته شود، خداوند توانا. کلمۀ «توانا» قید توضیحی است نه احترازی، زیرا توانا بودن از ویژگیهای ذاتی خداست. یا اگر گفته شود حق قانونی. قانونی بودن از ذات حق است، یعنی ما حق غیرقانونی نداریم. این توضیح برای تأکید بیشتر میآید.
گاهی قید توضیحی از خود کلمه نه بل در کانتیکستی که قرار دارد فهمیده میشود. مثلا اگر گفته شود هجوم غیرقانونی، احتمالا هجوم قانونی نیز باشد که بادرنظرداشت کانتیکست معلوم میشود. اگر پولیس بر یک باند تبهکار هجوم میآورد، هجوم قانونی است. اما اگر افراد عادی بر زمین و ملک یک عده هجوم میآورند، هجوم غیرقانونی است. پس درین حالت اگر هجوم غیرقانونی گفته شود بادرنظرداشت کانتیکست جمله، قید توضیحی است.
در قید احترازی (پرهیز) هدف محدود کردن دلالت لفظ است که از عام بودن آن میکاهد. مثلا اگر گفته شود شاگردان لایق یا کشورپیشرفته، لایق برای شاگرد و پیشرفت برای کشور از ویژگی ذاتی آنها نیست. این قید آن را از دیگر مصادیق دور میکند به همین دلیل به آن قید احترازی گویند.
