94
(۱)
مستأصل با فتح ص حالت مفعولی استیصال است. در پارسی ناچار، مجبور و از بیخ برکنده شده، معنی میدهد. معنای آن زمانی واضح میشود که تحلیل مختصر صرفی بشود. از نظر علم صرف باب استفعال برای خواستن امری به کار میرود. استیصال یعنی خواستن اصل است. مستأصل کسی که از اصل خود بدور است و در تقلای آن است.
معنای پارسی آن تشبیه وضعیت دور شدن از اصل است. مثلا اصل آزادی انسان است و مستأصل یعنی از اصل آزادی دور شده به تعبیر دیگر انسان مجبوری که در تقلای رهایی از آن مجبوریت است. اگر کسی مجبور نباشد رهایی از مجبوریت سالبه به انتفای موضوع است. در باب استفعال یک نرسیدنی نهفته است که شخص در پی رسیدن یا تحقق آن است. فهم صرفی واژههای عربی در زبان پارسی در معنایابی آن ممد واقع میشود.
(۲)
یکی از مواردی که تفکیک نمیشود تفاوت میان خاص و اختصاصی است. جالبتر آنکه هر دو را ویژه برگردان میکنند. در حالیکه با این کار تفاوتی معنایی که میان خاص و اختصاصی است از میان میرود. به گونۀ مثال هم محکمۀ اختصاصی اطفال را دادگاه ویژۀ اطفال میگویند و هم محکمۀ خاص وزرا را دادگاه ویژۀ وزرا. با کاربرد واژۀ «ویژه» برای هر دو، دقت حقوقیای که در تفکیک میان آنها نهفته است، رعایت نمیشود.
در حقوق افغانستان، خاص امریست که از اول از چنین صفتی برخوردار باشد. امّا اختصاصی امریست که اول خاص نباشد، بلکه بعداً خاص بشود. به گونۀ مثال جرایم مواد مخدر در محاکم عام جزایی مورد رسیدگی قرار میگرفت پس از تدوین قانون مبارزه با مواد مخدر که در آن محکمۀ متفاوتی را پیشبینی کرده در محکمۀ اختصاصی مواد مخدر مورد رسیدگی قرار میگرفت. پس جرایم مواد مخدر خاص شد که قبلا خاص نبود. پس این قانون بر شیوۀ رسیدگی آن اثرگذار گذاشت.
فهم صرف زبان عربی امکان تفکیک این دو را میدهد. خاص از فعل ثلاثی مجرد است: خصَّ یخُصُ خصوصاً. اختصاصی از باب افتعال است. این باب اثرپذیری را نشان میدهد. برعکس باب تفعیل اثرگذاری را نشان میدهد، مانند تخصیص.
(۳)
دو واژهای که به لحاظ علم صرف توجه را به خود جلب میکند، افراط و تفریط است. افراط از باب افعال و تفریط از باب تفعیل که هردو فعل ثلاثی مزید فیه متعدی است، مانند اجلال و تجلیل یا اکرام و تکریم. امّا افراط و تفریط در تقابل هم به کار میروند. یک وجه آن شاید این باشد که افعال، یکباره بودن را نشان میدهد و تفعیل تدریجی بودن را، مانند انزال و تنزیل. از آنجاییکه در افراط دلالت به شدت عمل میکند، معنای تجاوز از حد اعتدال به گونۀ ایجابی را برای آن برگزیده اند.
برعکس تفریط دلالت به کندی وضعف در عمل میکند، معنای تجاوز از حد اعتدال به گونۀ سلبی را برای آن برگزیده اند. الا اینکه در دیگر کلمات، مصادیق افعال و تفعیل مترادف به کار میرود مانند: اجلال و تجلیل.
(۴)
تبعید از باب تفعیل و به معنای دور کردن است. باب تفعیل فعل متعدی است یعنی نیاز به مفعول دارد. مصطلح تبعید هم در فقه/قانون و هم غیر از آن کاربرد دارد. به لحاظ حقوقی تبعید نوعی مجازاتی است که بربنیاد آن محکوم برمبنای حکم محکمه یا مرجع دیگر از محل اقامتاش به محل دیگر تا مدت زمانی دور کرده میشود.
این مصطلح کاربرد غیرقضایی نیز دارد. البته معانی مصطلحات الزاما محدود در یک ساحه بوده نمیتواند اگر قراین و مشابهتهایی موجود باشد، میتوان در دیگر ساحات نیز بهکاربرد. کما اینکه این مصطلح در میان شهروندان افغانستان در خارج از کشور به کار میرود، به گونۀ مثال تذکر میدهند: سازمان خبرنگاران افغان در تبعید. وجه تشابه درینجا همان دور کردن شخص از مکان اصلی اش است. اینکه عامل آن قضایی است یا نه فرق نمیکند. همانگونه که یک شخص تبعید شده دیگر به کشور رفته نمیتواند، این نهاد نیز با پالیسیای که دارد بادرنظرداشت جو سیاسی حاکم در داخل کشور فعالیت کرده نمیتواند. در گذشته تبعید بارمعنایی جزایی و منفی داشت، اما حالا تبعید که در ساحۀ حقوق تقریباً متروک شده است در مسائل اجتماعی-سیاسی بارمعنایی مثبت، اعتراضی و عاطفی پیدا کرده است. وقتی یک نهاد مینویسد که انجمن وکلای مدافع در تبعید، ذکر «در تبعید» نشانگر اظهار وجود توأم با اعتراض است که بادرنظرداشت پالیسی آن در داخل کشور رفته نمیتواند. از سوی دیگر تبعید مال نظامهای استبدادی است. با ذکر در تبعید تلویحاً نشان میدهد که با یک نظام استبدادی طرف است.
این مصطلح کاربرد غیرقضایی نیز دارد. البته معانی مصطلحات الزاما محدود در یک ساحه بوده نمیتواند اگر قراین و مشابهتهایی موجود باشد، میتوان در دیگر ساحات نیز بهکاربرد. کما اینکه این مصطلح در میان شهروندان افغانستان در خارج از کشور به کار میرود، به گونۀ مثال تذکر میدهند: سازمان خبرنگاران افغان در تبعید. وجه تشابه درینجا همان دور کردن شخص از مکان اصلی اش است. اینکه عامل آن قضایی است یا نه فرق نمیکند. همانگونه که یک شخص تبعید شده دیگر به کشور رفته نمیتواند، این نهاد نیز با پالیسیای که دارد بادرنظرداشت جو سیاسی حاکم در داخل کشور فعالیت کرده نمیتواند. در گذشته تبعید بارمعنایی جزایی و منفی داشت، اما حالا تبعید که در ساحۀ حقوق تقریباً متروک شده است در مسائل اجتماعی-سیاسی بارمعنایی مثبت، اعتراضی و عاطفی پیدا کرده است. وقتی یک نهاد مینویسد که انجمن وکلای مدافع در تبعید، ذکر «در تبعید» نشانگر اظهار وجود توأم با اعتراض است که بادرنظرداشت پالیسی آن در داخل کشور رفته نمیتواند. از سوی دیگر تبعید مال نظامهای استبدادی است. با ذکر در تبعید تلویحاً نشان میدهد که با یک نظام استبدادی طرف است.
ادامه دارد…
