شعار زنان افغانستان، «نان، کار، آزادی» است، و از زنان ایران «زن، زندگی، آزادی».این هردو شعار علی رغم وجوه اشتراک، نقاط افتراقی نیز دارد که بازتاب دهندهی واقعیتهای این دو کشور است. در زیر، تفاوتهایی این دو شعار برجسته میشود:
۱- شعار زنان افغانستان بیشتر بر حق زندهماندن میچرخد. نان برای زندهماندن است و کار هم وسیلهی برای بهدست آوردن نان. امّا از زنان ایران برای زندگی. با درنظرداشت فرمول تحلیل نیازهای مازلو، زنان افغانستان هنوز درگیر نیازهای فیزیولوژیک اند و زنان ایران فراتر از آن برای خودشکوفایی مبارزه میکنند. البته تفاوتی است میان زندهماندن و زندگی. علی رغم تحریمهایی که بر ایران است، وضعیت اقتصادی ایران و افغانستان تفاوت فاحشی دارد. وضعیت اقتصادی نیز بر ماهیت شعارها تأثیرگذار است. از حیث تولید ناخالص داخلی سرانه ایران در جایگاه ۱۳۰ و افغانستان در جایگاه ۱۹۰ قرار دارد. همچنان از حیث قدرت خرید، ایران در جایگاه ۹۳ و افغانستان در جایگاه ۱۷۵ قرار دارد.
۲- فرهنگ شهری در میان زنان ایرانی نضج یافته است. علی رغم نظام استبدادی ولایت فقیه در ایران، زنان ایران از حقوق کار، آموزش… برخوردارند، امّا چه چیزی فراتر از آن میخواهند؟ پاسخ این است: آنها برابری جنسیتی در خصوص حقوق سیاسی، مدنی، اجتماعی و فرهنگی میخواهند. شعار زنان افغانستان در مناسبات روستا و سنت هنوز گیرمانده اند. اینکه زنان افغانستان به وضعیت زنان ایران برسند، زمانبر است. چالشهای زنان افغانستان بادرنظرداشت بافت اجتماعی موجوده خیلی پیچیده و زیاد است. حتا برخی زنان افغانستان ناخودآگاه ذهنیت مردسالارانه دارند. البته این مقایسۀ کل در برابر کل است نه مقایسه جزء به جزء. هستند زنانی در افغانستان که هممانند سایر زنان کشورهای دموکراتیک، لیبرال و مترقی فکر میکنند، امّا جو حاکم مذهبی برای آنها قدرت پرواز بیشتر نمیدهد. زنان افغانستان برای حقوق خود در یک دولت ناکام و ورشکسته باید مبارزه کنند که اکثریت مطلق مردم آن بیسواد اند و در پهلوی آن شدیداً سنتی و مذهبی.
۳- در هر دو شعار از آزادی یاد شده است. بادرنظرداشت بحث بازیهای زبانی ویتگنشتاین، این دو آزادی علی رغم وجوه اشتراک، از آنجاییکه در دو شیوهی زیست (Life form) شکل گرفته است، بادرنظرداشت نقاط بالا متفاوت است. از سوی دیگر، قرائت دینی این دو کشور متفاوت است. اسلامی که در ایران است متأثر از فرهنگ ایران است که مبتنی بر شهرنیشنی است. قرائت دینی که از در افغانستان برقرار است است متأثر از سنتهای قبیلهای است. بادرنظرداشت این دو قرائت، آزادیهای زنان تعریف میشود. زنان در افغانستان در آپارتاید جنسیتی قرار دارند. وضعیتی که در هیچ کشوری معمول نیست.
۴- شعار زنان افغانستان نقطهی آغاز خودآگاهی جنسیتی است که از انسجام تئوریک برخوردار نیست، امّا شعار زنان ایران در مرحلهی پیشرفتهتری قرار دارد. شاید زنان ایران نظام حذف کامل حقوق زنان را تجربه نکردهاند، به همین دلیل چیزی فراتر از زنان افغانستان میخواهند.
۵- در شعار زنان ایران، زن محوریت دارد، امّا شعار زنان افغانستان عمومی است و هر شخص را شامل میشود. به همین دلیل به لحاظ ادبیات روایتسازی، شعار زنان ایران، برشدار و گیرا است. شعار زنان ایران برای توانمندی زن است که زن بخش از جامعه است و بدون وی زندگی ناممکن است. زندگی با زن معنا پیدا میکند. زنی که مطابق ارزشهای حقوق بشری از حقهای مساوی با مردان برخوردار است. زنان ایران چیزی فراتر از حقوقی میخواهند که در قرائتهای رسمی دینی به آنها داده شده است. زنان ایران در پی بازتعریف قرائتهای دینی بادرنظرداشت ارزشهای حقوق بشری اند. برای زنان ایران، معیار ارزشهای حقوق بشری است. مبارزۀ زنان ایران شکستن استبداد دینی ولایت فقیه است. آنها به این باور رسیده اند که در حکومت دینی، حقوق زنان تأمین نمیشود. گرچند در میان زنان افغانستان طیفهایی است که مثل زنان ایران فکر میکنند، امّا جریان اصلی فقط ترکیز بر حق آموزش و حق کار زنان دارد. پرسشی که مطرح میشود اگر فردا طالبان درب همه مکاتب را روی دختران باز کرد، باز چه؟
۶- شعار زنان ایران محصول مبارزاتی پس از روی کارآمدن نظام جمهوری اسلامی است که آرام آرام در بستر جامعهی ایران با الهامگیری از حقوق بینالملل زنان و پشتوانهی تئوریک ادبیات فیمینیستی شکل گرفته است. شعار زنان افغانستان پس از روی کار آمدن حکومت طالبان شکل گرفته است، پس کمعمرتر و متکی بر دستآوردهای زمان جمهوریت است. به همین دلیل، شعار زنان ایران به یک روایت مبدل شده است و در عقب آن مردان ایران نیز قرار دارند. امّا متأسفانه شعار زنان افغانستان هنوز از در میان زنان افغانستان همگانی نشده است. برخی زنانی اند که بادرنظرداشت باورهای قومی و تأثر از ذهنیت مردسالارانه، در پی توجیه نظام طالبان اند.

1 نظر
شعار «زن، زندگی، آزادی» یک شعار کمونیستی است که از کردستان ترکیه به ایران صادر شده است و صادر کنندهی آن هم گروه آدمکشان کوموله هستند.
این شعار هم مثل شعارهای دیگر کمونیستها برای فریب است. کمونیستهایی که دولتهای وحشتناک شوروی و کره شمالی و … را پس از این شعارها بوجود آوردند.
در ایران این شعارها توسط زنانی که پایبند دین و فرهنگ نیستند تکرار میشود و منظور از این شعارها هم در سر و وضع این زنان آشکار است. آزادی برای اینها آزادی جنسی است. یعنی برهنگی و تکرار انقلاب جنسی که سالها پیش در آمریکا شکل گرفت.