رسانهها نقش اساسی در روشنگری و جهتدهی افکار جامعه دارند. با اتفاق هزاران حادثه در جامعه، این رسانهها اند بادرنظرداشت اصول خبرنگاری آن حوادث و واقعاتی را بازتاب و اولویت میدهند که بر سرنوشت همه تاثیرگذار است. بدین لحاظ، رسانهگری یکی از راههای تمرین حق آزادی بیان است. درین پرکسیس است که حق آزادی بیان مفهوم و نهادینه میگردد. آزادی بیان حقیست که پروردنیست. با تمرین و ممارست است که این حق در درون آدمی به حیث یک ارزش نهادینه میشود.
وقتی حرف از جوان بودن رسانهها گاهی مطرح میشود این معنی را در ذهن تداعی میکند که آن رسانهها در آغاز تمرین رسانهگری و خبرنگاری اند و راه درازی را برای پختگی دارند.. رسانههایی که به گونهی متداوم و پیوسته با استفاده از حق آزادی بیان، کارخبرنگاری کرده اند، بیشتر به درک ماهیت خبرنگاری رسیده اند.
از پیشنیازهای رسانههای حرفی درک ماهیت کار خبرنگاری است و ایجاد فرهنگ برمبنای آن درک است. مطرح شدن یک رسانه، بدون حرفهای شدن ممکن نیست. درک ماهیت کار خبرنگاری، رسانهها را با جامعه بیشتر نزدیک میکند. رسانهها در مبارزه نفسگیر تنازع بقا باید رابطه ارگانیک با جامعه برقرار کنند. رسانهای که نیازهای واقعی مردم را بازتاب ندهد، مردم آن را جدی نمیگیرند که با این کار از نظر میافتد.
البته تفاوتی میان رسانههای عوامانه و رسانههای مردمی است. رسانههای عوامانه رسالتی برای روشنگری ندارد، بل با یک دیدگاه مرتجعانه و پوپولیستی فقط به سطح خواستهای عوام توجه دارد تا به عمق و لایههای پنهان. این چنین رسانهها با روزمرهزدگی مبتلا اند و در آن ژورنالیسم زرد موج میزند.
برعکس رسانههای مردمی با مردم رابطهی ارگانیک دارد و رسالت روشنگری در همه کارش جاریست. رسانههایی که در پی شکلدهی باورهای جمعی و روایتسازی است، باید به حقایق جامعه بپردازد.
روزنامهنگاری در افغانستان پیشینه دراز اما با فراز و فرودهای زیادی بوده است. با مطالعه تاریخ سده پسین، عقبگردهایی در خصوص کیفیت و کمیت رسانهها با تغییر رژیمها مشهود است. اما کلیت روح روزنامهنگاری به سوی پیشرفت در حرکت بوده است و این حرکت را پایانی نیست.
در زمان جمهوریت، افغانستان شاهد رشد بیپیشنه رسانههای آزاد و رسانههای وابسته به احزاب و جریانهای سیاسی بود که از آن به «انفجار رسانهای» یاد میشود. این رشد هم به لحاظ کیفی و به لحاظ کمی بود. تنوع در ماهیت، باورها و دیدگاهها، ساختار و زبان رسانهها یکی از ویژگیهای این دوره بود. برای هر قشری از جامعه مجالی برای تأسیس رسانهها بود. این چندصدایی ماحصل تراکم دههها استبداد نظامهای گذشته بود که مجالی برای ابراز نظر برای مردم داده نمیشد.
درین میان رسانههای چاپی نیز مجال حضور و ظهور یافتند و برخی از رسانههای چاپی خیلی عالی درخشیدند و با ابتکار، خلاقیت و پشتکار بقای خود را حفظ کردند.
البته هر رسانهای مخاطب خود را دارد. برای رسانههای چاپی سواد شرط است که این دایره مخاطبان آن را محدود میکند. آن هم در افغانسان که بیش از ۷۰ درصد نرخ بیسوادی در آن برقرار است و این فیصدی از مردم توانایی رابطه برقرار کردن با رسانههای چاپی را ندارند.
در میان این همه رسانههایی که در زمان جمهوریت فعالیت داشت، «روزنامه آرمان ملی» یکی از روزنامههای مطرح در پایتخت بود که صدای آن به ولایتهای افغانستان نیز طنینانداز بود.
من با روزنامه آرمان ملی که اکنون مجله آرمان ادامه آن راه آن روزنامه است، در سال ۲۰۱۰ آشنا شدم. آن زمان که در دفتر نی حمایت کنندهی رسانههای آزاد کار میکردم و صبحانه سروکارم با رسانهها به ویژه رسانههای چاپی بود، تیترهای خلاقانه و جنجالی آرمان ملی همیشه توجهام را به خود جلب میکرد.
این روزنامه وزین دارای اسم با مسمی بود. با مطالعه چند نسخه آن میتوان آرمان و هدفی که این روزنامه داشت، دریافت.
آرمان ملی فقط به لحاظ ظاهری یک رسانه غیرحکومتی نبود، بل در درون خود آزادگی و نهایت استفاده از حق آزادی بیان را میپرورانید. یکی از رسانههایی که حکومت آن را جدی میگرفت، آرمان ملی بود. این روزنامه در شجاعت نشر مطالبی که به مذاق مقامهای حکومتی برابر نبود و همیشه در پی افشاگری فساد، قانونشکنی و رفتار خلاف منافع مردم بود.
افزون بر بارسالت بودن، آزادگی ویژگی دیگری روزنامه آرمان ملی بود که آن را یک رسانهی مردمی ساخته بود. همچنان در یک دهه کارم با رسانهها رسانههایی بودند که گاهی آب و گاهی آتش بودند. گاهی متنقد دولت و گاهی به توجیهگر حکومت مبدل میشدند. اما آرمان ملی از ثابتقدمی برخوردار بود. اگر نگاهی به همه نسخههای آرمان ملی شود، این روزنامه همیشه ماهیت روشنگری و آزادگی خود را حفظ کرده است.
اگر از من پرسیده شود در جمع صدها روزنامه زمان جمهوریت سه روزنامهی مطرح را نام ببر، یکی آن آرمان ملی خواهد بود.
با شناختی که از آقای میرحیدر مطهر، صاحب امتیاز، این روزنامه دارم، ایشان افزون بر ثابت قدمی در برقراری روابط سالم و مسلکی با روشنفکران و روشنگران کامیاب بوده اند. یکی از عوامل مطرح شدن روزنامه آرمان ملی، نشر مقالات نویسندگان چیرهدست جامعه بوده است. این روزنامه با آن ثابتقدمی و کار حرفهای خود اعتماد روشنفکران را جلب کرده بود. هرچند گزینه نشر نوشتههای آنها در دیگر رسانههای چاپی میسر بود، آرمان ملی را بهخاطر خط فکری آن ترجیح میدادند. از سوی دیگر، تأمین رابطه مسلکی با مقامات حکومتی این مجال را برایش داد تا در افشاگری و نشر گزارشهای تحقیقی خوبتر بدرخشد.
روزنامه آرمان ملی یک تجربه خوب رسانهگری در افغانستان بود. بهتر است کسانی که در آینده در خصوص تاریخ روزنامهنگاری مینویسند، از تجاب و موفقیتهای آرمان ملی نیز یاد کنند. این روزنامه با منابع مادی و بشری محدود توانست گزارشها و مطالب جدی و موثری تولید کند که در حافظه جمعی خواهد ماند.
مجله آرمان تداوم همان راه روزنامه آرمان ملی است. البته این مجله، با رویکرد جدیدی که برگزیده است و با ماهیت یک ماهنامه همخوانی دارد به کار روشنگری میپردازد. مجله آرمان ملی همگام با تغییر ماهیت کار خبرنگاری و بلند رفتن سطح توقع خوانندگان پیشرود. امروزه که دیگر مرز درشت میان رسانههای چاپی و برقی نیست و از سوی دیگر هوش مصنوعی نقش رسانهها را کمرنگ کرده است، جدیت در کار رسانههای چاپی بیشتر شده است.
در یک سال پسین، «ماهنامه آرمان» مطالب مفیدی را زمینههای فلسفی، حقوقی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به نشر رسانده است. چنانچه معلوم میگردد این رسانه افزون بر تداوم فرهنگ نهادی خود، در جستجوی خلاقیت و نوآوری است. درین مجله، مطالبی به زبان فرانسوی و انگلیسی به نشر میرساند که دایره مخاطبان آن را میگستراند و افزون بر مطرح شدن در میان شهروندان افغاستان، در جوامع رسانهای خارجی نیز جای پا باز میکند.
این ماهنامه یازده شماره تا اکنون به دست نشر سپرده است که نشانگر تداوم و تعهد دستاندرکاران آن است که به کار خود باورمند اند. با یک نگاه گذرا به عناوین مقالات درخواهیم یافت که مقالات با معیارهای علمی سازگار است. همچنان سوژههایی که انتخاب میشود با وضعیت علمی، اجتماعی و سیاسی افغانستان مرتبط است. این سوژهها همان آرمانی را تعقیب میکنند که قبلا در «روزنامه آرمان ملی» تعقیب میکردند.
تغییر ماهیت کاری از روزنامه به ماهنامه از چند لحاظ حایز اهمیت است. روزنامه کاررسانهای را روزمرهزده میکند و این از ناگزیری است، زیرا روزنامه تابع زمان حال است. اگر گزارشها و مقالات تهیه میشود باید به نحوی ارزش خبری را در خود داشته باشد. بنابرین برای روزنامه، طوریکه از نام آن پیداست، حال و امروز بودن معیار است و هر نبشتۀ آن به آن زمان حال مرتبط است.
ماهنامهها که به شکل مجله طراحی و دیزاین میشوند؛ ماهیت متفاوتی دارند. خصوصاً ماهنامهای که تمرکز به مقالات علمی داشته باشد. علم ماهیت فرازمانی دارد. قواعد علمی در هر زمانی قابل تطبیق است. یعنی یک روزنامه پس چند روزی فقط ارزش تاریخی پیدا میکند و باید اخبار و گزارشهای نو تعقیب شود. اما ارزش مجلههای ماهنامه از استمراری بیشتر برخوردار اند. آنانی که از یک فرهنگ نهادی روزنامه وارد فرهنگ نهادی مجله میشود، نیاز به سازگاری با محیط جدید دارند تا ذهنیتی جدید شکل گیرد. من با تعقیب ماهنامه آرمان از آوان تأسیس آن در سال پار متوجه شده ام که خیلی خوب دستاندرکاران آن با محیط جدید خود را وفق داده اند. آن دوگانگی ذهنیتی در کار شان مشهود نیست.
به همین دلیل ماهنامه آرمان یکی از مجلههای مطرح در جامعه رسانهای افغانستان است. این مجله در پی ایجاد رژیم حقیقتی است که اساس گفتمانهای سیاسی، حقوقی، اجتماعی و فلسفی را در افغانستان خواهد ساخت. رژیم حقیقت یعنی چه چیز به عنوان امر ضروری که بقای انسانها را میسازد شناسایی و برای تحقق آن روایتسازی و گفتمانسازی شود. در رژیم حقیقت میان حقیقت که باید باشد و واقعیت آنچه هست، تفکیک قایل میشود. کار روشنفکری روی بایدها است تا هستها. روشنفکر تسلیم هستها نمیشود بل در پی تغییر آن برای بقا و آیندهی مطلوب است. به همین دلیل در هر کار روشنفکری تغییر وضع موجود نهفته است. ارزشها با حقایق مرتبط اند. ارزشها نیز چیزهایی اند که باید باشند و مجموعهای از ارزشها رژیم حقیقت را میسازد. ارزشها و حقایق همان آرمان آدمی را میسازد
مجلۀ آرمان در پی ایجاد گفتمانهای سیاسی، حقوقی، اجتماعی و فلسفی با درنظرداشت همان رژیم حقیقتی است که رگههای آن را در روزنامۀ آرمان ملی نیز میتوان سراغ کرد.
به باورنگارنده این یادداشت، آرمان به معنای تصویری از یک آینده مطلوب بادرنظرداشت ارزشها و رژیم حقیقت خاص است. این آینده با همان رژیم حقیقتی که ماهنامه آرمان در آن به نضج میرسد، روشن میشود. کار ماهنامه آرمان، البته فارغ از یک دید ایدئولوژیک مشخص است که انسان را متوقف و چهارسوی وی دیوارکشی میکند که آن سوی دیوار ضد حقیقت و ضد ارزش است.
در آرمان تصوری از حقیقت یا ارزشی در ذهن یک فرد است که در عمل بیشتر روشن میشود. اما در ایدئولوژی حقایق تعریف میشود که تحرک را میکشد. آرمان پویایی و تحرک آدمی را بیدار میسازد، در حالی که ایدئولوژی موجب ایستایی و مطلقاندیشی میشود.
ماهنامه آرمان بربنیاد آرمان است تا ایدئولوژی. با مطالعه یازده شماره پسین آن، آن گرمی، تحرک، زندگی و آزادی که در واژه آرمان نهفته است در آن احساس میشود. هر نبشتهای برای تأثیرگذاری باید خود حس گرمی، زندگی، آزادی و کنجکاوی بدهد. با خواندن هر مطلبی در ماهنامه آرمان این احساس به انسان دست میدهد و این نشانگر تلاش و پشتکار دستاندرکاران آن است که در انتخاب سوژهها و نوشتهها نهایت تلاش را به خرچ میدهند تا مطالب آن با خواننده رابطه ایجاد کند و از سوی دیگر متعهد به آرمانی باشند که منطق وجودی مجله است.
در فرجام، سالروز این ماهنامه وزین را به دستاندکاران آن خجسته مباد میگویم. به امید روزی که آرمانهای این ماهنامه چنانچه در «روزنامه آرمان ملی» مشهود بود که همانا افغانستان آزاد، کثرتگرا، برابر که در آن همه احساس تعلق کنند و یک جامعهی انسانی برقرار گردد، محقق شود. خوانندگان و عمر این مجله روشنگر بیشتر باد!
یادآوری: این نبشته در ماهنامه آرمان نیز به نشر رسیده است.
