۲۰۲۵@ – تمامی حقوق محفوظ است.
خانه ادبیات
دستهبندی:
ادبیات
توسط محمد قاسم رحمانی
طرب عمری ست با ساز کدورت بر نمیآید سیاهی پیشتاز افتاد از رنگ حنا اینجا …
توسط محمد قاسم رحمانی
شوخی آثار معنی بیعبارت مشکل است فاش تر گوییم او هم اوست تا ماییم ما …
توسط محمد قاسم رحمانی
دیدۀ ما را غبار دهر عبرت سرمه شد مردمک اندوخت این آیینه از زنگارها بیدل، …
توسط محمد قاسم رحمانی
مزاج فقر ما با گرم و سرد الفت نمیگیرد هوایی نیست (بیدل) سرزمین بیکلاهان را …
توسط محمد قاسم رحمانی
فنا میشوید از گرد کدورت دامن هستی چو آتش میکند خاکستر ما کار صابون را …
توسط محمد قاسم رحمانی
دریا به حبابی چقدر جلوه فروشد آیینۀ وصلیم و حجاب است دل ما درین بیت …
توسط محمد قاسم رحمانی
از اشک توان محرم رسوایی ما شد شبنم همه جا آیینه دار است سحر را …
توسط محمد قاسم رحمانی
آسودهگان گوشهی دامان بوریا مخمل خریده اند ز دکّان بوریا استغنا یکی از مراحل از …
توسط محمد قاسم رحمانی
در طریق جستجو هر نقش پایم قبلهایست غرقهٔ این بحر را، هر موج، محراب دعاست …
توسط محمد قاسم رحمانی
ز جهان رنگ تا کی کشم انتظار نازت تو بیا و گر نه آتش به …
توسط محمد قاسم رحمانی
دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است ز موج پیرهن این محیط پرخسک …
توسط محمد قاسم رحمانی
خرابات تعین بر حبابت خندهها دارد سبو بر دوش اوهامی هوا پرکرده آوندت تعین اصطلاحی …
