94
۱- زبان مادری همانطوریکه از نامش هویداست با واژۀ مادر گره خورده است. پس رابطۀ انسان با زبان مادری عاطفی و احساسی است.
۲- قوانین نهتنها احترام به خِرد آدمی دارد، بل به عواطف انسانی نیز ارج قایل است. بههمین دلیل هیچ قانونی نباید درمغایرت به آن ارزشهای حقوق بشری باشد که یک فرد را حق میدهد برای یادگیری و ترویج زبان خود آنچنان که خودش میخواهد، مداخلات خودسرانهای را انجام دهد. دولتهایی که به زبان مادری شهروندانش ارزش قایل نیستند، موجب معضلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کلان حتا به سرحد جنگ و فاجعه میشوند. هیچ شهروندی حاضر نیست حتا به یک واژۀ زبان مادریاش به چشم سبک دوخته شود یا برخلاف آزادیاش واژهای که در زبان خود برابر آن را دارد بر وی تحمیل شود. وام گرفتن و دادوستد طبیعی و آزادانه ازین امر مستثنا است. به همین دلیل سیاستهای زبانی دولتها باید مدبرانه و با رویکرد حقوق بشری باشد.
۳- این مقوله، غلط مشهور است که زبان فقط وسیلۀ افهام و تفهیم است. به لحاظ منطقی زبان جزو مقومات ماهوی و حد فاصل انسان است. بههمین دلیل انسان را حیوان ناطق گویند. زبان آیینۀ اندیشه است. انسانها به تناسب زبان شان، میاندیشند. پس مقومات اندیشه، زبان است. شما اندیشهای منفک از زبان ندارید. زبان مادری طبیعیترین و وجودیترین پیوندی را با آدمی دارد. انسانهایی که با زبان مادری خود میآموزند، زودتر و بیشتر اندیشهها در وجود آن خلق و مفاهیم و در ذهن شان نهادینه میشود. پس آموزش به زبان مادری یک حق اساسی، طبیعی و بشری است.
۴- زبان مادری باید از آزادی برخوردار باشد. این آزادی مشمول آزادی سلبی/منفی که همان نفی هرنوع مداخله در آن است و آزادی ایجابی/مثبت که فراهم کردن زمینه برای رشد آن است. دولتها باید اینگونه آزادی را برای زبانهای مادری مروج در یک کشور، فراهم کنند.
۵- جغرافیای زبانها با تبر دولت-ملتها از هم جدا شده است. در دو کشور افرادی اند شاید با گویشهای متفاوت امّا با یک زبان گپ بزنند. برای تعریف ناسیونالیسم دولت-ملتها زبانها نباید قربانی گردند. این قربانی موجب آن میشود که دیوار چین میان گویندگان یک زبان ایجاد شود و از تعامل سازندۀ زبانی و فرهنگی ممانعت صورت گیرد.
۶- هرکس حق ترویج زبان خود را دارد. ترویج زبان و روایتسازی آن باید قایم به ذات باشد و به نفی یا تمسخر زبان دیگری نباید بینجامد. تفاوتی میان حق ترویج زبان مادری و تعصب زبانی است. ترویج زبان حق است و در هر حق حدودی برای رعایت آزادی و حق دیگرآن نهفته است. به تعبیر دیگر، حق ترویج زبان مادری در نظام حقها معنا پیدا میکند. تعصب با برتریجویی، تبعیض، انحصار منابع برای ترویج زبان خود، کوچکشمردن و تمسخر زبان دیگر، ترافیک زبان شدن، ممانعت آزادی و رشد زبان دیگر، ممانعت از اتحاد میان گویندگان یک زبان، چند زبان شمردن یک زبان واحد و امثالهم محقق میشود. تعصب زبانی رفتارغیرقانونی و حتا در برخی کشورها جرم پنداشته میشود. تعصب زبانی هستۀ افکار فاشیستی و برتری خواهی را میگذارد.
۷- زبان مادری، دانشگاه درون آدمیست که در آن هر اندیشهای زاده میشود و پرورش مییابد. پس برای من پارسی زبان، واژۀ دانشگاه، پایتخت زبان پارسی دری است.
روز زبان مادری، پارسی دری، پارسیتری از پیش باد!
یادآوری: این یادداشت امسال بهمناسبت روز زبان مادری نگاشته شده است.
