جرایم سیاسی از جمله جرایمی است که قوانین جزایی برخی کشورها پیشبینی شده است. برای تعریف جامع و مانع از آن ایجاب میآید تا آن را از جرایم مشابه تفکیک نمود. در کل میان جرایم عمومی، سیاسی و بین المللی همپوشانیها و تفاوتهای وجود دارد که دانستن آن ضروری پنداشته میشود.
– جرایم بین المللی: به جرایم گفته میشود که لذاته یا لغیره وجه بین المللی داشته باشد. جرایم بین المللی لذاته، جرایمی است که بربنیاد اسناد بین المللی ذاتاً ماهیت بین المللی داشته باشد مانند: جرایم نسلکشی، جرایم ضد بشری، جرایم جنگی، جرم تجاوز علیه دولت. این جرایم در اساسنامۀ محکمۀ جزای بین المللی تعریف شده است. برعکس جرایم بین المللی لغیره، جرایمی است که ذاتاً مشمول جرایم عمومی باشد اما از آنجاییکه نظم دو یا بیشتر از آن را برهم زده است، وجه بین المللی پیدا میکند که در حقوق جزای بین المللی به آن حقوق جزای بین المللی خاص نیز گفته میشود. به گونۀ مثل الف که تابعیت کشور الف را دارد در کشور ب تبعۀ کشور ب را به قتل میرساند و بعدا به کشور ج فرار میکند. این جرم ماهیت بین المللی پیدا میکند، گرچند قتل عادی ماهیتا از جمله جرایم بین المللی نیست.
– جرایم عمومی: به جرایم گفته میشود که مشمول جرایم بین المللی لذاته نبوده و با انگیزۀ غیرسیاسی یا توسط فاعل غیرسیاسی برای نقض حقوق افراد یا برهم زدن نظم عامه یا با انگیزۀ سیاسی علیه تمامیت ارضی و استقلال یک دولت ارتکاب مییابد. نوع اول شامل جرایم سرقت، اختطاف، قتل، رشوت، شکنجه … میشود. نوع دوم شامل جرایم خیانت ملی، جاسوسی، تروریسم … میشود.
– جرایم سیاسی: به جرایم گفته میشود که مشمول جرایم بین المللی لذاته نبوده و با انگیزۀ سیاسی برای کسب، حفظ و افزایش قدرت در یکی از ارکان حکومت (قوۀ اجرائیه، مقننه و قضائیه) از سوی مؤظفین حکومتی یا افراد سیاسی یا با انگیزۀ غیرسیاسی از سوی شخص سیاسی ارتکاب یابد. پس جرایم سیاسی نه تنها از سوی شهروندان عادی، بل از سوی مؤظفین دولتی نیز صورت میگیرد. جرایم سیاسی که از سوی افراد غیردولتی صورت گیرد به آن جرایم سیاسی مثبت و اگر از سوی مؤظفین دولتی صورت گیرد به آن جرایم سیاسی منفی یا سلبی گویند. جرایم سیاسی را میتوان به گونۀ فهرستوار جرمانگاری کرد یا تعریفی از آن نمود و مصداقیابی آن از وظیفۀ ارگانهای عدلی و قضایی است. جرایم سیاسی بیشتر متمرکز بر نهادهای حکومتی قدرت و تضعیف و سقوط آن است نه بر جغرافیای یک دولت یا جمعیت یک دولت و یا استقلال و حاکمیت یک دولت. اگر هدف این سه امر آخر باشد، از حیطۀ جرایم سیاسی خارج است، بل شامل جرایم عمومی که همانا جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی است، میشود.
بادرنظرداشت توضیح بالا، جرایم سیاسی در میان جرایم عمومی و جرایم بین المللی قرار دارد. البته رویکرد دولتها که معیار عینی، ذهنی یا تلفیقی را میپذیرند در مرزبندی این سه جرم تفاوتهایی را بهوجود میآورد. امّا در کل میتوان گفت که جرایم عمومی یا انگیزۀ سیاسی ندارد یا اگر داشته باشد در آن نه تنها براندازی حکومت بل تمامیت ارضی یا استقلال کشور زیرسوال رود. پس جرایم عمومی از این قبیل مشمول جرایم سیاسی شده نمیتواند. همچنان جرایم بین المللی لذاته گرچند انگیزۀ سیاسی داشته باشد، مشمول جرایم سیاسی نیست. در خصوص جرایم بین المللی لغیره که آیا مشمول جرایم سیاسی میشود یا خیر باید با احتیاط برخورد کرد، زیرا پای کشور دیگری در میان است.
در قوانین افغانستان، جرایم سیاسی پیشبینی نشده است. البته در کشورهایی که بهرسمیت شناخته شده است از آنجاییکه جرایم سیاسی معمولاً با انگیزۀ اصلاح نظام ارتکاب مییابد، یک سلسله حقوقی نیز برای متهمان و محکومان سیاسی درنظر گرفته اند. نظامهای حاکم کوشش میکند تا مرتکبان جرایم سیاسی را جرایم عمومی نشان دهد به همین دلیل، محاکمۀ متهمان جرایم سیاسی باید علنی، عدلانه و آزاد باید باشد تا برای مردم واضح گردد که اصل اتهام چگونه بوده و چگونه عدالت بر آنها تطبیق میشود. در افغانستان، جرایمی که با انگیزۀ سیاسی ارتکاب مییابد در زیرمجموعۀ جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی قرار میگیرد. تاریخ سیاسی افغاستان نشان میدهد اگر مخالفان دولت قوت یافتند و دولت حاکم در حال سقوط باشد، در آن صورت امتیازات بلاوصفی برای متهمان یا محکومان اینگونه جرایم قائل اند.
