76
ستون آسمان انگشت عصیان میشود ورنه
گره در بیضۀ فولاد تقوی نیست آدم را
دوستی خواهش کرد تا برداشتم را در خصوص این بیت بیان دارم. این بیت منسوب به حضرت بیدل است:
۱- قرآن کریم در پیوند با آسمانها چنین میفرماید: اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا. خدا [همان] كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه آنها را ببينيد برافراشت. ازین آیت شریف دو برداشت میشود: آسمان دارای ستون نیست چون دیده نمیشود. دوم آسمان دارای آنچنان ستونی نیست که دیده شود. برداشت دوم نظر علم امروز است، زیرا جهان به اثر نیروهای جذب و گریز برقرار است. این نیروها به چشم دیده نمیشود، بل مثل ستونها آسمان را نگه داشته است.
۲- البته آسمانها استعداد سقوط را دارند چنانچه خداوند (ج) میفرماید: إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا وَلَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ: ترجمه: بهراستی که خدا آسمانها و زمین را نگاه میدارد تا از جای خود نلغزند؛ و اگر بلغزند، هیچکس جز او نیست که بتواند آنها را نگاه دارد. پس آسمانها برمبنای قوانین الهای ستونهای نامرئی دارند. البته بیدل از ستون، مفهوم عرفی آن را در نظر دارد که قابل دید است که چنین ستونپنداری برای آسمان، انگشت عصیان و نافرمانی بالا کردن بر قوانین الهی است. کلمۀ انگشت به لحاظ بلاغی با ستون رابطۀ مفهومی دارد، زیرا هر دو به لحاظ راست و دراز بودن مشابه اند. جام هر واژۀ حضرت بیدل از بلاغت پر است.
۳- ” بیضه از جنس فولاد که آن را با نقره رنگ میکردند و بیشتر برای بازی کردن یا زینت خانه به کار میرفت.” حرف اضافۀ «در» در مصراع دوم که معنای درون معنی میدهد، دلالت به بودن گره در درون بیضۀ فولاد میکند. این گره و پیچیدگی موجب استحکام بیضۀ فولاد میشود. این گره نیز همچون ستونهای نامرئی آسمان قابل دید نیست و بیدل آگاهانه این کلمه را آورده است. ترکیب بیضۀ فولاد در اشعار بیدل نماد سختی است. چنانچه حضرت بیدل در یک بیت دیگر چنین میفرماید: وانکرد آیینه گردیدن گره از کار من/بند حیرت سختتر از بیضهٔ فولاد بود.
۴- به باور بیدل تقوی این نیست که ما استعداد گناه و سقوط را نداشته باشیم و توان کاری را نداشته باشیم، بل تقوی وقتی موضوعیت پیدا میکند که انسان آزادی و استعداد و توانی برای گناه را داشته باشد، اما از آن بنابر احکام الهی پرهیز کند. بودن همچون گرۀ بیضۀ فولاد که استعداد باز شدن و شکستن را ندارد، تقوی نیست. کمااینکه نداشتن استعداد سقوط برای آسمان، عصیان نیست.
