در کشورهای غربی قوانین حمایوی قوی برای کودکان موجود است که سرپیچی از آن عواقب حقوقی خطرناکی را در پی دارد. در افغانستان اطفال آسیبپذیرترین و نامصونتر قشر جامعه اند. پدری بهخاطر جلب توجه یا فقر یا هر دلیل دیگر، طفل خود را نابغه معرفی میکند و پس از مدتی آن طفل مضمون مردم و یوتبرها میشود. این یک کار غیرانسانی و در تضاد با حقوق طفل است. خطرناکتر آنکه رسانهها بهجای کار حرفهای و درنظرگرفتن اصل عینیت، دقت و انصاف شکار این عوامگرایی میشوند و چنین اطفال معصوم سوژۀ خبری شان میشوند.
کار حرفهای رسانهای ایجاب میکند که نخست خبرنگار مطمئن بشود که یک طفل واقعا چنین استعداد خارق العادهای دارد. اگر پس از تحقیق و پرسوپال خبر یا گزارشی تهیه کند، ارزش خبری دارد.
اگر نتیجۀ تحقیقش نشان داد که آن طفل هممانند دیگر اطفال یک طفل عادی است و پدرش بنابر هر دلیلی در پی نابغهنمایی وی است، بهتر است بدون ذکر هویت طفل در مورد آسیبشناسی نابغهنمایی اطفال گزارشی تهیه کند تا پدرانی که دست به چنین کاری میزنند و با سرنوشت اطفال خود بازی میکنند از آن پرهیز نمایند. این کار رسانهها نشانگر رعایت اصل دقت است. یعنی خبرنگار باید در مورد سوژهای که برنامه میسازد دقت نماید که آیا آن کودک از چنان ذکاوتی برخوردار است یا خیر. در صورتی که وی اطمینان یافت که نیست، اصول خبرنگاری ایجاب مینماید که از نشر چنین برنامههایی خودداری ورزد.
حتا در جریان برنامه اگر طفل ذکی و باهوش قوی تحت تأثیر فضای رسانه قرار گیرد و ذکاوت خود را به نمایش گذاشته نتواند از نشر آن برنامه باید خودداری شود. در معرض قراردادن اطفال در برنامههای زنده، مجالی نقض حقوق طفل و آسیب رساندن به طفل را بیشتر میدهد.
مادۀ (۱۹) کنوانسيون ملل متحد در مورد حمايت حقوق طفل، اطفال را درمقابل هر شکل از رفتار سهلانگارانه حمایت کرده است. بنابرین رسانهها و خبرنگار باید سعی نمایند هر نوع رفتار سهلانگارانه که حقوق یک طفل را امروز یا آینده به مخاطره میاندازد، خودداری ورزند.
