88
نظام سیاسی یک دولت یک مفهوم عام است. برای درک درست آن باید آن را شالودهشکنی کرد و تقسیمات ذیل را به عنوان یک چک لیست درنظر گرفت تا ماهیت یک نظام مشخص گردد. هریک از تقسیمات ذیل در واقع خُردهنظامهایی است که نظام کلان دولت را میسازد. هر کدام آن مؤلفههایی دارد که میان آنها مثل یک نظام، رابطۀ ارگانیک برقرار است.
۱- تقسیم عمودی قدرت: دولتها ازین حیث به بسیط و مرکب تقسیم میشود. در تقسیم عمودی قدرت رابطه میان مرکز و پیرامون (ولایات/ایالات) تعریف میشود. در دولت بسیط، قدرت سیاسی در مرکز تجمع میکند. امّا در دولت مرکب، قدرت سیاسی هم در مرکز است و هم در پیرامون. دولت فدرال از مصادیق دولتهای مرکب است.
۲- تقسیم افقی قدرت: دولتها از حیث تقسیم افقی قدرت به ریاستی، مختلط و پارلمانی تقسیم میشود. در تقسیم افقی، رابطه میان سه قوۀ دولت تعریف میشود. در نظام ریاستی تفکیک مطلق قوا مطرح است، امّا در نظام پارلمانی تفکیک نسبی قوا. در نظام ریاستی یک قوه صرف میتواند رفتار قوۀ دیگر را بیاعتبار کند، امّا در نظام پارلمانی هم رفتار و هم ترکیب یکدیگر را میتوانند بیاعتبار کنند. از آنجاییکه قوۀ مقننه میتواند قوۀ مجرئیه را بیاعتبار کند، بهمنظور رفع خلاء احتمالی قدرت باید رئیس حکومت جدا از رئیس قوۀ مجرئیه باشد، امّا در نظام ریاستی از آنجائیکه یک قوه نمیتواند قوۀ دیگر را بیاعتبار کند، چنین تفکیک موضوعیت ندارد.
۳- تقسیم دولت میان حکومت و ملت: دولتها از حیث تقسیم قدرت میان حکومت و ملت به نظام مردمسالار و استبدادی تقسیم میشود. در نظامهای مردمسالار، مردم از آزادی و قدرت معناداری برخوردار اند. امّا در نظام استبدادی همه قدرت در وجود نهادهای دولتی متراکم میشود. البته هیچ نظامی خود را غیرمردمی نمیداند. گاهی از روی تسامح حتا به نظامهای استبدادی نیز بربنیاد قانون اساسی شان، دموکراتیک از سوی دیگران خطاب میشود، مانند دولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان.
۴- رابطه میان ایدئولوژی و دولت: دولتها از حیث رابطه میان ایدئولوژی و حکومت، به دولتهای ایدئولوژیک و غیرایدئولوژیک تقسیم میشود. دولتهای دینی از مصادیق نظامهای ایدئولوژیک است کما اینکه نظام سوسیالیستی چنین است. نظامهای غیرایدئولوژیک به نظامهای اطلاق میگردد که روی محوریت مردمسالاری میچرخد و برای هر ایدئولوژی مجال برای سیاستورزی است مادامی که اصل مردمسالاری را خدشهدار نکند. یعنی نظامهای غیرایدئولوژیک در درون خود به کثرتگرایی ایدئولوژیها باور دارد و هیچ ایدئولوژی حق حذف و نفی دیگری را ندارد.
5- تجمع قدرت در شخص: دولتها از حیث تجمع قدرت در وجود یک شخص به گونۀ دائمی یا مؤقتی به نظام جمهوری و شاهی تقسیم میشود. در نظام شاهی، شاه مادام العمر به اریکۀ قدرت تکیه میزند، امّا در نظام جمهوری، پس از هر انتخابات شخص دیگری به قدرت میرسد.
از ترکیب این پنج تقسیم، نظامهای سیاسی دولتها شکل میگیرد. یعنی بدون یکی از اینها معرفی نظام سیاسی یک دولت، ناقص است.
طوریکه در بالا تذکر گردید، در هر نظام کشور هر پنج خردهنظام مندرج است. به گونۀ مثال نظام امریکا را میتوان چنین تعریف کرد: نظام فدرالی ریاستی جمهوری دموکراتیک. یا نظام دولت افغاننستان بر اساس قانون اساسی ۲۰۰۴ چنین تعریف میشود: نظام بسیط ریاستی جمهوری اسلامی دموکراتیک.
