پیرِ ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت
آفرین بر نظرِ پاکِ خطاپوشَش باد
«حافظ»
۱- درین بیت از منظر عرفانی، آفرینش را از دو دیدگاه معرفتی مطرح میکند.
۲- دیدگاه اول از منظر پیر است. پیر نماد انسان کامل است. ضمیر «ما» با حافظ و همقماشان حافظ که در نقش مرید اند، پیوند میدهد.
۳- از منظر پیر در آفرینش خطایی نیست. وی که از عالم وحدت حرف میزند، بحث خطا و درست، بحث دویی است. بحث دویی در عالم وحدت حل میشود.
۴- مصراع دوم حرف مرید آن پیر است. این مرید نماد تمام انسانهایی است که نظام معرفتی شان مبتنی بر دویی یا کثرت است. مرید از آنجاییکه به مقام معرفتی پیر نرسیده است، حرف پیر برایش مفهوم نیست. چنان میپندارد که پیر در واقع خطاپوشی میکند. وی که با معرفت ناقص خود، آفرینش را نیز ناقص میبیند، عقل تنش به آن تمامیت آفرینش نمیرسد. با عقل جزوی و مبتنی بر عینک دویی قضاوت میکند. به همین دلیل، با زبان مؤدبانهای توأم با کنایه، دیدگاه پیر خود را به زعم خودش به چالش میکشد.
۵- اینکه ظاهراً انحرافی در آفرینش نمایان است، آیا ناشی از علم خالق است یا این انحرافنمای مدبرانه برای چرخش آفرینش است که در تمامیت آفرینش تعدیل میشود. این پرسشی است که پیر در مقام معرفتی که است به پاسخ آن رسیده است.
تأویل بیتی از حافظ
73
پست قبلی
