نقش پا گلکردهایم اما درین عبرتسرا
هرکه در فکر عدم افتد گریبانیم ما
«بیدل»
در خصوص این بیت، موارد آتی را دریافتهام:
۱- نقش پا با گل رابطه دارد. اگر نیک بنگریم نفش انگشتان پا برزمین همچون گلبرگهای گل از هم جدا است. بیدل آن را به گل کردن نقش پا تشبیه کرده است.
۲- عبرت از کلمۀ عبر گرفته شده که معنای عبور است. انسان با عبور از حالتی به حالتی دیگر، درس و تجربه میگیرد. عبور با قدم زدن و نقش پا ارتباط دارد. این جهان عبرتسرا است که همیشه در حال شدن و تغییر است که به سمت عدم در حرکت است و از هر آن باید درس گرفت.
۳- گل تا زمانی در غنچه است گلبرگهایش درهم تنیده است. وقتی میشگفد مثل گریبان چاک و پاره شده، از هم جدا میشود. گریبان با عبرت و ملامتی ارتباط دارد. وقتی کسی تقصیر میکند از گریبانش گرفته میشود و گاهی پاره هم میشود با کشوگیر.
۴- نقش پا همچون گل زود زایل میشود.
۵- چرا کسی که عدماندیشی میکند ما گریبان هستیم؟ پاسخ این است که نفس قدم زدن درین دنیا که دلالت به جدی گرفتن این دنیا است، ملامتی دارد. کسی که ماهیت این دنیا را درک میکند از گریبان ما میگیرد که چرا این دنیا را جدی گرفتیم.
۶- از آنجاییکه گریبان گل نقش پای ما همچون گل پرپر شده است، حتا گرفتن آن ناممکن مینماید. یعنی گرفتن گریبان ما از آنجاییکه محکوم به عدم هستیم سالبه به انتفای موضوع است.
۷- اگر یک باریکبینی دیگر هم کنیم، کلمۀ «ما» با تصویر پا شباهت دارد. بیدل از بلاغت قرآنی الهام گرفته است.
۸- نفش پا گل کردن به هستی دلالت میکند. کسانی که به عدم میاندیشند، این هستیپنداری ما را ملامت میکنند. در مصراع اول کلمه«اما» قابل تأمل است.
