آسودهگان گوشهی دامان بوریا
مخمل خریده اند ز دکّان بوریا
استغنا یکی از مراحل از مراحل و مقامات تصوف بوده و از نظر عطار نیشاپوری چهارمین مرحلۀ وادی تصوف و طریقت به شمار میرود. در این مرحله، میل و رغبت سالک از دنیای مادی از بین میرود و خود را وابستۀ وجود حق تعالی میداند. به تعبیر دیگر صوفی از دنیای مادی بینیاز میشود و یگانه نیازش رسیدن به حق است. سالک همه چیز را از آن خداوند میداند (لله ملک السموات و الارض) و خود را هیچ میپندارد و خود را جز این ملک خداوندی میداند که از آن خداوند است و در نهایت به فقر مطلق و حقیقی میرسد.
در بیت فوق الذکر، بوریا نماد استغنا است و بیدل از سالکی که جامۀ استغنا را به تن کرده و در کلبهای با فرش بوریا به سر میبرد، حکایت میکند. سالکی که آرامش و آسودگی را از دکان بینیازی یا به تعبیر بیدل از «دکان بوریا» میخرد، هرچند از دید افراد عادی بوریا به نظر میخورد؛ اما از دید سالک چون مخملی است که در دامان آن به آرامش حقیقی میرسد و بیجا نیست که بیدل ایشان را «آسودهگان» لقب داده است.
