مزاج فقر ما با گرم و سرد الفت نمیگیرد
هوایی نیست (بیدل) سرزمین بیکلاهان را
فقر یا فنا آخرین مقام عرفان عملی است. در این مرحله، سالک خود را هیچ و همه چیز را از آن خداوند میداند. چون مالک حقیقی تمام آنچه در زمین و آسمان است، خداوند ج است، پس حس مالکیت سالک به اشیای این دنیا، از میان میرود و اصلاً به سردی و گرمی روزگار هیچگونه حس تعلق و مالکیت پیدا نمیکند.
مصرع دوم، تشریح مصرع اول است. در این مصرع بیدل سالکان که در مقام فقر قرار دارند به «بیکلاهان» تشبیه نموده است. یعنی کسانی که هیچ تاج و تخت ندارند و همچنان هوایی رسیدن به تاج و تخت را بر سر نمیپرورانند.
بیدل چقد زیبا حالت فقر سالک را به سرزمین ثابت و مطمئن تشبیه نموده است، فارغ از گرمی و سردی روزگار که هیچ هوایی برای پوشیدن کلاه (تاج) در آن نیست چون مالک حقیقی خداوند است.
