ای شمع خیال آینه از رنگ بپرداز
رنگیکه نداری عرقی کن که بشویی
در این بیت بیدل، خیال خود را به شمع تشبیه نموده و آنرا مخاطب قرار میدهد تا خود را از رنگ یا دنیای کثرت (مقصدش هوا و هوس) برهاند و آنرا پاک کند تا قابلیت بازتاب جلوههای معشوق (ذات یکتا) در آن پیدا شود.
شمع مرکب از موم و فتیله در لای آن است که هنگام سوختن در گرداگرد فتیله از اثر سوختن موم آب شده به هر رنگی(سبز، سرخ و گلابی…) که باشد شکل و رنگ آیینه را به خود میگیرد. در این بیت بیدل میخواهد بگوید که ای شمع خیال، آیینۀ خود را از هرگونه رنگی که از قدرت بازتاب دهندگی و پاکی آن میکاهد، آراسته کن.
مصرع دوم تأکید مضمون مصرع اول است. یعنی اگر هیچ اثری از رنگ هم در آن نیست، باز هم بسوزد و از اثر سوختن کاسۀ آیینۀ خود را با آب شدن موم هرچه بیشتر بشوید. بیدل ریختن قطرههای موم آب شده را به عرق تشبیه نموده است و آیینه با عرق کردن گرد و غبار که روی آن است، پاک و شسته میشود، زیرا شمع با آب شدن آب جمع شده در کاسۀ آن در حال ریختن و تجدد است که این موجب حفظ پاک بودن آن است. انسان هممانند شمع باید هیچ خیالی را در ذهن نماند و کاسۀ خیال خود را پاک نگه دارد.
