دو تا گشتیم در اندیشۀ یک سجده پیشانی
به راه دوست خاتم کرد ما را بینگینیها
سجده، نزدیکترین راه رسیدن به خداوند و سر تسلیم نهادن به درگاه هو است. در این بیت بیدل می خواهدخاطر نشان نماید که تنها سجده نمودن، نشانی از تسلیم شدن مطلق نزد خداوند است. تقرب به الله است که انسان را ارزش حقیقی میدهد. البته چنانچه گفته شد شرط سجده همان تسلیم شدن و نهایت خاکساری است. انسان در سجده کاملا محو و تسلیم شود.
در مصرع دوم، «بینگینی» که عکس نگین ( دانههای قیمتی) است، ظاهراً معنی بیارزش و گمنام بودن را میدهد و از لحاظ عرفانی معنی فقر را میرساند. غالبا این نگینهای قیمتی است که ارزش یک انگشتر را میافزاید. فقیر کسی است که همه چیز را از آن خداوند میداند و در پی نام و نشان دنیوی نیست. در واقع همین فقر، انسان را در راۀ خداوند خاتم (انگشتر) میسازد و تشبیه انسان که در حالت سجده است به خاتم بیحد به جا و محکم است. زیرا در سجده، انسان چون انگشتر شکل گرد را به خود میگیرد.
جان کلام این بیت، این است که بیدل میخواهد بگوید که راه رسیدن به خداوند و ارزش واقعی تنها توسل به «هو» و عدم شهرتخواهی است.
