آسمان با آن کجی شمع بساطش راستیست
حلقۀ چشم کمان نظاره داند تیر را
در این بیت بیدل، دنیای مادی را هرچند پر از کژیها میداند؛ امّا میخواهد بگوید که بازتاب این کژیها به گونی راستین بدون کدام تحریفی جلوهگر میشوند. این انسانها اند که با دوری از اصل خود و در حالت خودبیگانگی، دنیای مادی را وارونه میبینند و «کژی»های دنیای مادی را «راست» میپندارند. دنیای مادی ما را فریب نمیدهد، بلکه ما محکوم به خودفریبی هستیم و با کژدید های خود، ماهیت راستین دنیای مادی را درک نمیکنیم و به تعبیر دیگر آتش را آش میبینیم!
مصرع اول بیان می دارد که هرچند آسمان مثل کمان کژ است، اما شمع (ماهتاب و آفتاب) آن راستین است و تمام ماهیت کژی آن را روشن میسازد. مصرع دوم نیز مضمون مصرع اول را با تصویر دیگر بیان میدارد. یعنی کمان هر چند مثل آسمان کژ است؛ اما نگاه آن مثل تیر راست و هدف را با کژی نمیزند.
این بیت اوج بلاغت شعری بیدل را به تصویر میکشد، زیرا آسمان با شکل کژ و کمانمانندی که دارد، نماد دنیای مادی است و از جانب دیگر استفاده از کلمۀ «تیر» طبیعت نیستکننده و کشندۀ دنیای مادی را در ذهن تداعی میکند. همچنان این بیت بیان میدارد که این دنیای مادی با وجود کژ بودن آن، دو رو نیست، بلکه کژیهای آن گونهای که است، وانمود میشوند. اما نیاز به بصیرت دارد تا آن را آنچه است بدانیم.
