موقعشناس عصیان ذلتکش خطا نیست
می حکم شیر دارد در ماهتاب خوردن
این بیت از نسبی بودن احکام فقهی یاد میکند که برخی فرصتها و مواقع است که اگر شخص خلاف آن احکام رفتار کند، بار حقارت و ذلت آن تقصیر یا معصیت را حمل نخواهد کرد. کما اینکه در پرتو ماه اگر کسی بهجای شیر، شراب را بخورد، نوشیدن آن حکم شیر را دارد که در شریعت حکم آن حلال است.
ذلت ضد عزت است. عزت ارزشی است که یک شخص نزد خداوند و دیگران دارد. برعکس ذلت موجب بیارزش شدن شخص نزد خداوند و دیگران میشود. مراد ذلت در بیت فوق همان بیاعتباری، خوار و حقیر شدن نزد خداوند و دیگران است. در مصرع اول از موقعشناسی یاد شده است. یعنی فقط موجودیت فرصت کافی نیست، بل شناخت آن نیز ضروری است. انسان زمانی میتواند بار ذلت را سر شانههای خود بیرون کند که اولاً عصیان را بشناسد و ثانیاً به تعبیر بیدل موقعشناس باشد یعنی آن فرصتهایی را بداند که رفتارش بار ذلت عصیان را نمیکشد.
مواقعی که یک شخص از وی عصیان سر میزند میتواند عوامل درونی همچون جهل و گرسنگی باشد یا عوامل بیرونی، چون تاریکی، اکراه و جبر. در چنین مواقع شریعت یک شخص را گرچند رفتارش عصیان از احکام شرعی تلقی شود، مورد بازخواست قرار نمیدهد. این خود نشانگر آن است که احکام شرعی باید مطابق وسع و توان آدمی باشد و در مواقعی که رعایت آن از توان آدمی بیرون است، رخصت لازم است. به تعبیر دیگر احکام الهی به نسبت توان انسانها معنا پیدا میکند. یعنی آن احکام چنان دگم و مطلق نباشد که حالات آدمی را در نظر نگیرد. پس در احکام فقهی باید زمان، مکان و شخص در نظر گرفته شود. راه اعتدال هم همین است که هیچ امری، تکلیف بما لایطاق نباشد. بنابرین اگر کسی در پرتو ماه به جای یک نوشیدنی دیگر، شراب مینوشد، این امر موجب خواری و ذلت وی نزد دیگران نمیشود، زیرا استناد وی میتواند تاریکی و جهل بر دانستن نوعیت نوشیدنی باشد، زیرا روشنی ماه آنقدر نیست که موجب تفکیک درست رنگ نوشیدنیها شود.
حالا پرسشی که مطرح میشود این است که هرگاه یک شخص به اثر جهل و نادانی شراب را شیر گفته بخورد، با موقعشناسی که در آن شناخت مهم است چه پیوند دارد. درین خصوص باید گفت که برای رهایی از بار ذلت موقعشناسی گاهی هنگام رفتار معنا پیدا میکند و گاهی پس از رفتار و برای توجیه آن. درست است که ضد شناخت، جهل است، اما شخص برای توجیه رفتار خود باید بداند که به جهل طوری استناد کند که قابل دفاع باشد. این قابلیت دفاع خود از شناخت ناشی میشود و استناد به جهل خود فرصتی است برای رهیدن از زیر بار ذلت.
