الهی از سر ما کم نگردد سایۀ مستی
که بیصهبا به پیشانی سجودی نیست مینا را
شعرای عارف از کلماتی همچون مستی، می ، مینا … برای رساندن مفاهیم ناشی از احوال عرفانی استفاده نموده و مینمایند. بیدل نیز با نگاههای متفاوت و ظرافتهای خاص، به گونۀ زیبا و با اوج بلاغت از این واژهها کار گرفته است. در مصرع اول، بیدل به پروردگار یکتا، طلب دعا میکند تا از سایۀ بیخودی صوفیانه بیبهره نشود. مصرع دوم در واقع آوردن دلیل برای مفهوم مصرع اول است.
مصرع دوم اوج نبوغ شعری بیدل را به نمایش میگذارد و آن چیزی را که بیدل میخواهد بیان نماید با تصویر ناب شعری میرساند. یعنی هنگامیکه از مینا، صهبا (شراب انگوری) در جام میریزد، سر مینا خم میشود و بیدل این خمیدگی را به «سجدۀ پیشانی» تشبیه نموده است. مینایی که بدون شراب باشد اصلا ریختن شراب در جام از آن منتفیست. عارفان و متصوفین نیز، سجدهای که در آن وجود شخص پر از شراب بیخودی عارفانه نباشد را سجده نمیپندارند. یعنی سجده، ویژگیهای همچون نهایت بندگی، تسلیم شدن، محو شدن، بیخود شدن و همچون مینا از خود تهی شدن را باید دارا باشد.
