عبارت محرمی بیحاصل از معنی نمیباشد
به لیلی چشم واکن گر توانی دید محمل را
از منظر بیدل، هرچند عبارت (مجموع از کلمات که معنی خاص را میرسانند) در نفس خود معنی را نهفته دارد و یا به تعبیر بیدل محرم معنی است؛ اما معنی از آن قابل دریافت است.
مصرع دوم، دلیل فرضیۀ مصرع اول را بیان میدارد. از نظر بیدل این انسان است که به حیث فاعل شناسا به عبارت معنی میبخشد. او تصویر زیبای را در مصرع دوم آورده است. در این مصرع بیدل میخواهد بگوید که مانند مجنون که هر محملی که در نظرش میآید، آن را به لیلی نسبت میدهد؛ زیرا تصویر لیلی نگاههایش را پر رنگ کرده است که همه چیز را با رنگ آن میبیند.
بناً از منظر بیدل نگاههای انسان پر از معنا است و معنا به طور بالقوه پیشاپیش از لفظ وجود دارد، وقتی به لفظ بر میخورد، لفظ جامهای به معنا میپوشاند. به لیلی چشم واکردن یعنی از قبل تصویر لیلی را در نگاه و ذهن داشتن است حین دیدن محمل. قابل یاددهانی است که میان الفاظ و محمل رابطهای وجود دارد؛ زیرا همانطوری که یک شخص در محمل باشد، دیده نمیشود، معنی نیز در الفاظ پنهان است. در واقع از نظر بیدل این انسان است که با نگاههای پر از معنایش، ظرف خالی لفظ را از معنا پر میکند. وحدتی میان معنا و لفظ است.
