لفظ گل کرده ای آیینه معنی بر گیر
پری اسمی ست که از شیشه مسما دارد
از نظر بیدل لفظ نمی تواند ماهیت معنا را آشکار سازد و به طور درست از آن آیینهداری کند. هرچند به گونه ناگزیری معنا برای جلوههایش به لفظ نیاز دارد و بیدل در برخی از ابیات دیگر خویش از آن به «شوخی معنی » یاد کرده است.
در مصراع اول بیت بالا، بیدل میخواهد بگوید که وقتی لفظ بیان میشود، نمیتواند آیینهداری معنی کند، پس بهتر است آن را از چهرۀ معنی بردارد و دور کند؛ زیرا همچون «گل» که وقتی در غنچه میباشد، همه گلبرگهایش در هم پیچیده و پنهان میباشد؛ اما وقتی باز میشود گلبرگها از هم دور و شکسته میشود و بیدل در واقع این دور شدن گلبرگها را از هم دیگر به آیینۀ شکستهای تشبیه میکند که چهرۀ معنی را درست بازتاب نمیدهد.
در مصرع دوم بیدل میخواهد، مفهوم مصرع اول را به یک تصویر دیگر بیان دارد. در گذشتهها برخی را پریخوان مینامیدند و باور بر این بود که آنها پری را در شیشهها قید میکنند و با افسونگریهای خاص خود، بیماری را از وجود بیمار رها میکنند.
در این مصرع بیدل میخواهد بیان دارد که رابطه میان لفظ و معنا همچون اسم پری و وجود پری در شیشه است. یعنی همان طوری که پری در شیشه دیده نمیشود، معنی نیز در آیینۀ لفظ دیده نمیشود و همان طوری که پری وجود افسانهای دارد، رابطه میان لفظ و معنا نیز واقعی نیست و واقعیت چهرۀ معنا را بازتاب نمیدهد.
