پس از روی کار آمدن نظام طالبان در افغانستان در نیمۀ آگست ۲۰۲۱، مصطلح آپارتاید جنیستی بار دیگر سر زبانها افتاد. البته این مصطلح برای اولین بار در دور اول رژیم طالبان به کار رفته است.[۱] علی رغم اینکه این مصطلح بارها از سوی فعالان حقوق بشری به کار میرود، گاهی دیده میشود که میان این مصطلح و مفاهیم مشابه، خلط صورت میگیرد. هدف از این مقاله رفع آن مغالطات و رسیدن به درک و فهم مشترک است. قابل ذکر است که تا اکنون هیچگونه تعریفی رسمی از آپارتاید جنسیتی ارائه نشده است. آنچه درین نبشته میخوانید تعریفی است که از سوی جمعی از حقوقدانان بین المللی و فعالان حقوق بشر و حقوق زن ارائه شده است که هنوز نقدپذیر بوده و مجالی برای ارائه پیشنهادها جهت بهبود آن است.
۱. تعریف مصطلح آپارتاید جنیستی: آپارتاید جنسیتی یک مفهوم ترکیبی است. به منظور فهم دقیق آن بهتر است که اولاً تعریف اضافی و ثانیاً تعریف اسمی از آن ارائه گردد و به تعقیب آن ارکان آن تعریف شرح گردد.
۱.۱ تعریف اضافی: آپارتاید جنسیتی از دو کلمه، ترکیب شده است: آپارتاید و جنسیتی. اینک هر یک به طور جداگانه مورد تعریف قرار میگیرد:
۱.۱.۱ آپارتاید: این یک واژۀ آفریقایی به معنای جدایی یا تفکیک است.[۲] هدف از جدایی در افریقای جنونی، تدوین قوانینی بود که محل بودوباش افراد را بر اساس نژاد از هم جدا میکرد. همچنان قوانین عبور وضع شده بود که غیرسفیدپوستان را وا میداشت تا اسنادی که برمبنای آن اجازۀ حضور در محلات بودوباش سفیدپوستان را پیدا میکردند، حین عبور از آن مناطق باید با خود میداشتند. همچنان در محلات کار و نظام آموزشی این تفکیک و جدایی میان سفیدپوستان و سیاهپوستان برقرار بود. قابل ذکر است که این تفکیک و جدایی برمبنای نژاد بود. به همین منظور کنوانسیون آپارتاید، آپارتاید را چنین تعریف نموده است: ” اعمال غیرانسانی که به منظور ایجاد و حفظ سلطۀ یک گروه نژادی از افراد بر هر گروه نژادی دیگر و سرکوب سیستماتیک آنها انجام میشود.”[۳]
۱.۱.۲ جنسیت: درین خصوص دو مصطلح است که گاهی میان آن خلط میشود: جنس (Sex) و جنسیت (Gender). مصطلح جنس اشاره به تفاوتهای بیولوژیکی میان مرد و زن دارد. مصطلح جنسیت برساخت اجتماعی است که به هویتها، ویژگیها، و نقشهای مردان و زنان مرتبط است و به معنا و برداشت اجتماعی و فرهنگی جامعه برای این تفاوتهای بیولوژیکی میان زن و مرد که منتج به رابطۀ سلسله مراتبی میان زنان و مردان و توزیع قدرت و حقوق به نفع مردان و به ضرر زنان میشود، اطلاق میگردد.[۴] به تعبیر دیگر جنس به تفاوتهای بیولوژیکی میان زن و مرد گفته میشود و جنسیت این تفاوتهای بیولوژیکی را اساس برای تولید برداشتهای اجتماعی و فرهنگی از این دو جنس قرار میدهد.
از منظر حقوق جزای بین المللی جنسیت چنین تعریف شده است: ” بر اساس این اساسنامه، اصطلاح جنسیت اشاره به دو جنس مذکر و مؤنث با معنایی که در جامعه به کار میرود میباشد. اصطلاح جنسیت هیچ گونه معنای متفاوت با آنچه در فوق ذکرشد، ندارد.”[۵]
۱.۲ تعریف اسمی آپارتاید جنسیتی: در وبسایت مرکز عدالت جهانی (Global Justice Center) جمعی از فعالان حقوق زن و شخصیتهای اکادمیک و حقوقدانان بین المللی، آپارتاید جنسیتی را برای پیشنویس کنوانسیون جنایت علیه بشریت چنین تعریف کرده اند: ” اعمال غیرانسانی است که در چارچوب یک رژیم نهادینۀ ستم و سلطۀ سازمانیافته توسط یک گروه جنسیتی بر گروه یا گروههای جنسیتی دیگر با هدف حفظ آن رژیم انجام میشود.”[۶]
آپارتاید جنسیتی با ذهنیت انسانیتی کمتر از مردان معنا پیدا میکند. این ذهنیت موجب آن میشود که مردان به لحاظ سلسلهمراتب انسانیت در مرتبۀ عالیتر از زن خود را قرار دهند و بادرنظرداشت این رابطۀ سلسلهمراتبی نقش و رفتار زنان تعریف میگردد و کنترول مرد را بر زن قائم میکند. آپارتاید جنسیتی به معنای حذف فزیکی زنان نیست بل حفظ پایینتر زنان از مردان است تا رژیم ستم حفظ گردد. تبعیض، خشونت، محرومیت و کنترول زنان از همین ذهنیت انسانیتزدایی زنان ناشی میشود.
۲. عناصر متشکلۀ آپارتاید جنسیتی: بادرنظرداشت تعریفی که از آپارتاید جنسیتی ارائه شد، عناصر متشکلۀ آپارتاید جنسیتی قرار ذیل برشمرده میشود. قابل ذکر است که افزون بر تعریف جرم که برخی آن را عنصر قانونی جرم میپندارند، یک جرم دارای ارکان مادی و معنوی است. پس در نخست عناصر فرعی رکن مادی این جرم و متعاقبا رکن معنوی آن به تحلیل گرفته میشود.
۲.۱ عناصر فرعی رکن مادی جرم آپارتاید جنسیتی: عناصر فرعی رکن مادی این جرم شامل سمت مرتکب، رفتار مرتکب، موضوع جرم، خصوصیت عمل میشود که هریک به گونۀ جداگانه مختصرا به تحلیل گرفته میشود:
۲.۱.۱ سمت (وصف) مرتکب: از آنجاییکه آپارتاید جنسیتی در زیر مجموعۀ جنایت علیه بشریت قرار دارد، در جز (الف) فقرۀ (۲) مادۀ (۷) اساسنامۀ محکمۀ جزای بین المللی (روم) عاملان ارتکاب آپارتاید را چنین تعریف نموده است: ” مجموعهای از اعمالی که به دنبال و یا در ادامۀ سیاست یک دولت یا سازمان برای انجام چنین حمله صورت میگیرد…”
در خصوص مفهوم سیاست دولت یا سازمان باید گفت که پالیسی یا سیاست دولت ضرور نیست که از سوی عالیترین مرجع دستگاه دولتی صورت گیرد، بل پالیسیهای اتخاذ شده از سوی نهادهای محلی و ساحوی را نیز شامل میشود. در خصوص مصطلح ” سازمان” باید گفت که این سازمان گروه از افرادی است که ساحۀ مشخصی را تحت سیطره دارند یا سازمانی که که توانایی انجام حملات گسترده و سیستماتیک علیه افراد ملکی را داشته باشند. پس سازمان محدود به سازمانهای دولتی نمیشود.[۷] برای ارتکاب جرم آپارتاید ضرور نیست که فرد از آدرس دولت انجام دهد، بل از سوی نهادهای غیردولتی نیز ارتکاب صورت میگیرد. همچنان اگر حکومت قانونی باشد یا غیرقانونی هر یک سمت ارتکاب جرم آپارتاید را میتوانند داشته باشند. قابل ذکر است که بربنیاد فقرۀ (۱) مادۀ ۲۵ اساسنامۀ روم، مرتکبان فقط اشخاص حقیقی بوده میتوانند نه اشخاص حکمی. یعنی محکمۀ جزای بین المللی نهاد یا دولت را مسؤول قرار داده نمیتواند. اگر کنوانسیون جنایت علیه بشریت از سوی سازمان ملل متحد تصویب شود، در آن زمان محکمۀ بین المللی عدالت، دولت را نیز مسؤول قرار داده میتواند.
۲.۱.۲ رفتار مجرمانه: در تعریف آپارتاید جنسیتی از ” اعمال غیرانسانی” یاد شد. مصادیق اعمال غیرانسانی میتواند متنوع باشد. قابل ذکر است که در اساسنامۀ محکمۀ جزای بین المللی و کنوانسیون بین المللی منع و مجازات جرم آپارتاید از مصادیق آن ذکر به عمل آمده است که حاصل جمع مطالعۀ مقایسوی این دو سند بین المللی این عنوانین مجرمانه فرعی میشود:
– قتل؛
– بازداشت یا محرومیت شدید از آزادی تن؛
– ناپدیدسازی اجباری؛ شکنجه یا رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز؛
– تجاوز جنسی، بردگی جنسی، تنفروشی اجباری، بارداری اجباری، عقیمسازی اجباری یا خشونت جنسی؛
– تعقیب و آزار ، از جمله علیه کسانی که با آپارتاید مخالفت میکنند؛
– بردگی؛
– اقدامات تقنینی و دیگر که هدف آن جلوگیری از مشارکت یک گروه یا گروهها در زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور است و ایجاد شرایط عمدی که مانع از توسعه کامل آن گروه یا گروهها میشود؛
– اقدامات، از جمله اقدامات تقنینی، که برای تقسیم جمعیت بر اساس جنسیت از طریق ایجاد مناطق جداگانه طراحی شده است.[۸]
قابل ذکر است که هریک از ازین مصادیق، جرم جداگانه و مستقلی است که در زیر مجموعۀ جرم آپارتاید جنسیتی قرار گرفته میتوانند. از آنجاییکه آپارتاید جنسیتی در حقوق بین الملل جرمانگاری نشده است، نمیتوان به گونۀ یقینی از مصادیق آن را ذکر کرد. هر یکی از این جرایم دارای عناصر متشکلۀ خاص خود اند که به لحاظ مادی میتوانند به گونۀ فعل، ترک فعل، فعل ناشی از ترک فعل حالت یا داشتن یا به گونۀ مادی یا معنوی ارتکاب یابند. همچنان برای هر جرم نیاز است که رفتار مجرمانه و اگر جرم مقید بود نتیجه و رابطۀ سببیت آن مورد مطالعه قرار گیرد.
از آنجاییکه آپارتاید جنسیتی جرمانگاری نشده است، فعلا آزار و اذیت جنسیتی یا Gender Persecution که در اساسنامۀ روم در زیر مجموعۀ جنایت علیه بشریت قرار دارد به قضایای جرمی مرتبط به آپارتاید جنسیتی تطبیق میگردد. البته بادرنظرداشت رکن معنوی آپارتاید جنسیتی، بدیل کامل و جامع آن شده نمیتواند.
فقرۀ (۱) مادۀ (۷) اساسنامۀ روم (محکمۀ جزای بین المللی) تحت عنوان جنایت علیه بشریت در این خصوص چنین بیان میدارد: ” بر اساس این اساسنامه، «جنایت علیه بشریت» عبارت است از انجام هر یک از اعمال ذیل به عنوان بخشی از یک حملۀ گسترده یا سازمان یافته علیه افراد ملکی، با اطلاع از تبعات آن:
[…] ح- آزار و اذیت یک گروه یا جمعیت مشخص، به دلایل سیاسی، نژادی، ملی، قومی، فرهنگی، مذهبی، جنسی به شرحی که در بند ۳ مشخص گردیده یا به دلایل دیگری در سطح جهان بر اساس قوانین بین المللی در ارتباط با هر یک از اعمالی که در این بند یا هر جرم دیگری که در حیطۀ صلاحیت این محکمه باشد به عنوان یک عمل غیرمجاز به رسمیت شناخته شده باشد.”
در فقرۀ (۲) مادۀ مزبور آزار و اذیت چنین تعریف شده است: ” «آزار و اذیت» یعنی محروم ساختن عمدی و شدید یک گروه یا جمعیت از حقوق اساسی آنان برخلاف موازن حقوق بین المللی، به دلیل هویت گروهی یا جمعی ایشان.”
اگر در یک جامعه افراد را از حیث جنسیت به مرد، زن تقسیم کنیم، زنان یک گروه مشخص به شمار میروند. پس آزار و اذیت زنان به دلیل مذهبی و جنسی از مصادیق جنایت علیه بشریت است. از سوی دیگر حق آموزش، کار و رفت و آمد طبق میثاقهای بین المللی از حقوق اساسی و بنیادی هر شهروند به شمار میرود. پس محروم ساختن از این حقوق طبق فقرۀ (۲) مادۀ فوق از مصادیق آزار و اذیت به شمار میرود.
۲.۱.۳ موضوع جرم: موضوع جرم آپارتاید جنسیتی حقوق و آزادیهای افراد ملکی است با ملحوظات جنسیتی. بادرنظرداشت تعریفی که از جنسیت در اسناد بین المللی ارائه گردید، هنوز هم جوامعی است که به گونۀ رسمی یا غیررسمی تفاوتهای بیولوژیکی میان زنان و مردان را مبنایی برای تفاوت حقوق میان آنها میدانند. به لحاظ تاریخی زنان بادرنظرداشت این تفاوتهای فزیکی هرگونه خشونت، تبعیض و آپارتاید را تجربه کرده اند. هرچند جنس لفظ عام است، در شرایط کنونی وقتی از جنسیت یاد میشود تبعیض علیه زنان در ذهن تداعی میگردد. پس بادرنظرداشت توضیح فوق الذکر موضوع جرم آپارتاید جنسیتی باتوچه با شرایط کنونی، نقض حقوق و آزادی زنان است.
۲.۱.۴ خصوصیات رفتار مجرمانه: خصوصیات رفتار مجرمانۀ آپارتاید جنسیتی دو وجه دارد. جرم آپارتاید جنسیتی از آنجاییکه از مصادیق جرم جنایت علیه بشریت است، پس خصوصیات عام آن نیز بر این جرم جاری است. خصوصیات جرم جنایت علیه بشریت در فقرۀ (۱) مادۀ (۷) چنین آمده است: ” اعمال ذیل به عنوان بخشی از یک حملۀ گسترده یا سازمانیافته علیه افراد ملکی”. پس این عبارت دارای چهار جزء است: حمله، گسترده، سازمانیافته و افراد ملکی.
از لحاظ حقوق جزای بین الملل، برای حمله ضرور نیست که نظامی باشد، بل میتواند سلسلهای از رفتارها باشد. سلسلهای از رفتارها شامل مجموعۀ از واقعات مستمر است که عکس آن رفتار تصادفی و یا جدا از هم است.
در خصوص حملۀ گسترده یا سازمانیافته در اساسنامه میان این دو مصطلح کلمۀ «یا» آمده است که هنوز مناقشۀ حقوقی است که این هردو مراد است یا تحقق هر یک از آن برای جرم کافی است.
از منظر حقوق جزای بین الملل، مصطلح “گسترده” همان حملهای با مقیاس بزرگ و تعداد افرادی که مورد هدف قرار گرفته اند، است. مقیاس بزرگ به معنای وسیع، مکرر و ارتکاب جمعی با جدیت و متوجه تعداد زیادی قربانیان است. همچنان گسترده بودن حمله شامل حمله بر جغرافیای بزرگ یا بر جغرافیای کوچک علیه تعداد زیاد از افراد میشود. البته برای ارزیابی گسترده بودن فقط معیار کمی یا جغرافیایی لحاظ نمیشود، بل واقعیتهای مرتبط قضیه درنظر گرفته میشود.
مفهوم سازمانیافته یا سیستماتیک شامل ارتکاب منظم رفتار مجرمانه است که نافی هر گونه احتمال وقوع تصادفی آن رفتار باشد.[۹] همچنان مقصد از افراد ملکی کسانی است که نظامی نیستند.
افزون بر خصوصیات فوق الذکر، خصوصیت جرم آپارتاید جنیستی در تعریف آن نیز چنین تذکر یافته است: ” چارچوب یک رژیم نهادینۀ ستم و سلطۀ سازمانیافته توسط یک گروه جنسیتی بر گروه یا گروههای جنسیتی دیگر”. مقصد از رژیم نهادینۀ ستم و سلطۀ سازمانیافته، همان نهادینهسازی یک طرح یا سیاست تبعیضآمیز، از جمله از طریق قانون و با اجرای آن توسط نهادهای عدلی و قضایی توسط یک گروه جنسیتی بر هر گروه یا گروههای جنسیتی دیگر است. این امر میتواند شامل اقدامات تقنینی در زمینه تنظیم زندگی خانوادگی، آموزش، کار، حفظ الصحه، خدمات عامه و مشارکت سیاسی باشد.[۱۰] به منظور درک رژیم نهادینۀ ستم و سلطۀ سازمانیافته به این نبشتهها مراجعه کنید:
- تحلیل حقوقی اصولنامۀ تفریق زوجین از منظر حقوق بین الملل؛
- یادداشتی بر قانون امر به معروف و نهی از منکر گروه طالبان؛
- تحلیلی بر اصولنامۀ جزایی محاکم طالبان از منظر حقوق جزا و حقوق بین الملل
۲.۲عناصر فرعی رکن معنوی جرم آپارتاید جنسیتی:
آنچه جرم آپارتاید را از سایر جرایم همچون آزار و اذیت جنسیتی یا Gender Persecution متفاوت میسازد همان عنصر معنوی است. یعنی مرتکبان، این جرم را به منظور حفظ آن رژیم ستم ارتکاب نمایند که چنین نیتی برای آزار و اذیت شرط نیست. قابل ذکر است که قصد و نیت یک امر باطنی است. پس ناگزیر این قصد و نیت را از تجلی و ظهور آن به رفتار مرتکبان میتوان دانست. جلوههایی از نیت حفظ رژیم شامل اظهارات، شیوۀ سیستماتیک ارتکاب عمل، ماهیت، اندازه و یا مدت زمان اعمال، تکرار رفتار تبعیضآمیز، علم به ماهیت تبعیضآمیز جرم و مشارکت در نظام تبعیضآمیز و غیره است.
به گونۀ مثال جایگزین کردن مدارس به جای مکاتب بادرنظرداشت آن نصاب درسی تبعیضآمیز، هدف قراردادن مخالفان پالیسی و قوانین نظام طالبانی، صدور و تطبیق بیش از ۱۵۰ سند تقنینی تبعیضآمیز مبتنی بر جنسیت طالبان وغیره را میتوان جلوههایی برای حفظ رژیم کنونی یاد کرد. این نظام با چنین اقدامات تقنینی و اجرایی موجب تغذیه و بقای آن میشود[۱۱] این قوانین بادرنظرداشت ماهیت استمراری آن برای حفظ این رژیم تبعیضآمیز کمک میکنند. قانون امر به معروف و نهی از منکر تا زمانی که لغو نشود برای تداوم رژیم تبعیضآمیز برقرار است.
۳. منابع
[۱] https://www.jurist.org/features/2024/11/06/explainer-what-is-gender-apartheid/
[۲] https://aissonline.org/Uploads/PublicationPerisanFiles/gender-apartheid-in-afghanistan-final-7988.pdf
[۳]کنوانسیون بینالمللی منع و مجازات جنایت آپارتاید
[۴] https://digitallibrary.un.org/record/711350?v=pdf#files
[۵] فقرۀ (۳) مادۀ (۷) اساسنامۀ محکمۀ جزای بین المللی
[۶] https://www.globaljusticecenter.net/wp-content/uploads/2025/10/Gender-Apartheid-Expert-Legal-Brief-CAH-Treaty.pdf
[۷] Klamberg, M., Nilsson, J., & Angotti, A. (Eds.). (2023). Commentary on the law of the International Criminal Court: The statute (2nd ed., Vol. 1, p. 113). Torkel Opsahl Academic EPublisher.
[۸] https://endgenderapartheid.today/download/2026/Legal%20Explainer%20-%20Elements%20of%20the%20Crime%20of%20Gender%20Apartheid.pdf
[۹] Klamberg, M., Nilsson, J., & Angotti, A. (Eds.). (2023). Commentary on the law of the International Criminal Court: The statute (2nd ed., Vol. 1, pp. 108–111). Torkel Opsahl Academic EPublisher.
[۱۰] همان
[۱۱] همان
