زبان حالم از انصاف عذر ناله میخواهد
گران جانتر ز چندین کوهم و دل میکشد بارم
«بیدل»
زبان حال را در برابر زبان قال به کار میبرند. زبان حال کیفیت وجودی دارد. از ماهیت هستی مایه میگیرد. از نظر عرفای اسلامی، هستی تجلی اسمای الهی است. درینصورت، هستی با معرفت وحدت دارد. زبان حال ماحصل این وحدت است. عارف محل زبان حال را دل میداند. زبان حال، زبان مشترک همه هستی است. تکامل معنوی عارف در این است که ظرفیت وجودی زبان حال خود را گسترش دهد تا بیشتر با معرفت و حقیقت هستی پیوند بخورد.
گاهی عارف به حالتی مواجه میشود که ظرفیت وجودی جذب معرفت را ندارد. عارف در رمزگشایی این معرفت دچار اشکال میشود و به تعبیر بیدل آن را گران (سنگین) جانتر از چندین کوه حس میکند. از آنجاییکه دل محل دریافت این رمزهای معنایی است، بار سنگین ثقلت معرفتی را بر دوش میکشد. در زبان قال عارف از ناله ممنوع است. ناله به زبان حال از ناتوانی معرفتی ناشی میشود و غیراختیاری است. بیدل کم بودن ظرفیت وجودی خود را عذر برای این ناله میداند.
در مقامات عرفانی عارف متناسب با معرفت، ظرفیت وجودی دارد. در حال عرفانی این تناسب برهم میخورد. گاهی به طور نور معرفت مواجه میشود که چشم دلش را خیره میکند و تحمل آن برایش مشکل مینماید. به همین دلیل سراسر وجودش ناله میشود گویی چندین کوه را بر دل خود بار کرده است.
