دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
جز وهم وجود و عدمی نیست در اینجا
این بیت سرشار از وحدت الوجودی است. در مصرع اول، بیدل خود را به دریای خیالی میپندارد که از فیض وجود حقیقی برخوردار نیست. خیال امری است که واقعیت بیرون ندارد. درین مصرع یک پارادوکسیکال زیبایی به کار رفته است. دریا که پر از آب است اما این دریای خیال حتا به اندازۀ نم هم در آن آب نیست. گویی این دریای خیال همچون سرابی است که نشان آب هستی در آن نیست. آب دلالت به هستی و زندگی میکند. چنانچه در قرآن کریم آمده است: ” و جعلنا من الماء کل شیء حي”. بیدل در جای دیگر در خصوص ارتباط خیال و بحث وحدت چقدر زیبا میسراید:
کثرت نشد محو از سازِ وحدت
همچون خیالات از شخصِ تنها
