شوخی آثار معنی بیعبارت مشکل است
فاش تر گوییم او هم اوست تا ماییم ما
در این بیت کلمۀ « عبارت» به دو مفهوم استفاده شده است. اولاً الفاظ و کلماتی که دلالت بر معنایی میکند و ثانیاً تعبیر و تأویل آن کلمات است. این بیت، علم هرمونیتک (علم تأویل متون) را مطرح میکند. بیدل میخواهد بگوید که عبارات در نفس خود معانی دارند و برای ظاهر شدن آن نیاز به تأویل دارد. استفادۀ کلمۀ «شوخی» غیرقطعی بودن و نسبی بودن تأویل را نشان می دهد؛ زیرا شوخی به کاری اطلاق می شود که فاعل قصد آنرا نداشته باشد؛ بلکه از روی خوشطبعی آنرا انجام دهد.
به تعبیر دیگر«شوخی» دلالت به قصد حقیقی و قطعی فاعل نمیکند. در این بیت بیدل با استفاده از کلمۀ شوخی، میخواهد بگوید که دسترسی به مقصد اصلی متون ناممکن است و رسیدن به معنی هرچند ظاهری، غیرقطعی و به تعبیر بیدل «شوخی معانی» بدون تأویل مشکل است.
مصرع دوم، تشریح مضمون اول است. کلمۀ «ما» در مصرع دوم، جمع متکلم است و «او» + «من» = ما، می شود. «ما» جمع ظاهری دو شخص را نشان میدهد با دو هویت جداگانه ؛ زیرا «او» و «من» هر دو هویت علیحده و جداگانه دارند و به من نرسیده اند که دارای هویت یگانه است.
وقتی این فرمول را در مورد معنی و عبارت تطبیق کنیم، در میبایم که جدا بودن «معنی» از «عبارت»، یک هویت را نمیسازد؛ بلکه هر دو دارای هویت جداگانه است. یعنی معنی، عین عبارت نیست و عبارت عین معنی. با وجود آن هم میتوان از طریق تأویل به معانی متون به طور نسبی رسید؛ زیرا مانند «ما»، یک چتری است که هر دو (عبارت و معنی) با هم تا حدی نزدیک میشوند.
جان کلام این بیت این است که هر چند معنی و عبارت از هم جدا اند، باز هم برای شناخت بیرونی و ظاهر معانی نیاز به عبارت است و این شناخت در واقع شوخی معانی است نه مفهومی حقیقی آن. یعنی غیرقطعی و نسبی است.
