زنفس اگر دو روزی به بقا رسیده باشی
چو نسیم گل هوایی به هوا رسیده باشی
در این بیت «نفس» دلالت به زندگی میکند؛ زیرا زندگی وابسته به نفس کشیدن است و بدون آن زندگی ناممکن است. «بقا» از لحاظ عرفانی دلالت به رسیدن به هستی مطلق (خداوند) میکند؛ زیرا صرف خداوند باقی است و بقای حقیقی از آن او است و به غیر از خداوند، همه چیز محکوم به نیستی و عدم است. مصرع اول جمله شرطیه است و مصرع دوم نتیجه آن را بیان نموده است. یعنی بیدل میخواهد بگوید، اگر انسان در طول زندگی خود دو روز هم به بقا ( ذات یکتا) رسیده باشد، به باد ملایم و نرم (نسیم) میماند که به اثر یکجا شدن با عطر گل، هوا را مملو از خوشبویی نماید.
همچنان میتوان یک تعبیر دیگر نیز از مصرع دوم نمود، یعنی عمر باد ملایم و نرم (نسیم) صبحگاهی نسبت به هوا خیلی اندک است و نسیم هرچند از جنس هوا است ؛ اما هوا نسبت به نسیم بقایی بیشتر دارد و رسیدن نسیم به هوا، بقای نسیم را در هوا با خوشبویی آن تضمین میکند. بیدل که از جمله عرفای وحدت الوجودی است میخواهد بگوید، همانطوریکه نسیم از جنس هوا است و در هوا حل میشود، با رسیدن انسان به ذات یکتا که او هم جز وجود «هو» است، در وجود هستی مطلق حل میشود. یعنی وقتی انسان با وجود ذات یکتا وحدت نمود به بقا میرسد.
این بیت نهایت اوج بلاغت شعری بیدل را به نمایش میگذارد و در این بیت میان واژۀ نفس و نسیم، دو روز و گل و بقا و هوا رابطه مفهومی وجود دارد. نسیم در واقع نفس کشیدنهای صبحگاهی است. همچنان عمر گل خیلی کم است به همین خاطر بیدل از دو روز یاد نموده است. بقا تضمین کنندۀ هستی دایمی ما در وجود ذات یکتا است و هوا* نیز جسم لطیف و روان که گرداگرد زمین را فرا گرفته و انسان ها و دیگر زنده جانها از آن تنفس میکنند و زندگی آنها را در زمین تضمین میکند، بناءً میان بقا و هوا از لحاظ تضمین هستی مناسبتی وجود دارد.
__________________________
* دهخدا
