آبیار چمن رنگ، سراب است اینجا
در گل خندۀ تصویر گلاب است اینجا
از نظر عرفانی در برابر دنیای وحدت، دنیای کثرت وجود دارد که بیدل در این بیت دنیای مادی و کثرت را به «چمن رنگ» تشبیه نموده است. از نظر او آنچه این دنیای مادی را آب و زندگی میبخشد، همچون سراب است. استفاده کلمۀ «سراب» در مصرع اول نشانگر نبود آب زندگی برای این چمن زندگی است که اصلاً آبیار (آببخش) در آن وجود ندارد. کلمۀ «اینجا» در مصرع اول و دوم، دلالت به دنیای مادی میکند.
مصرع دوم خندۀ گل را به تصویر گلاب تشبیه نموده است. یعنی وقتی گل میشکافد و یا به تعبیر بیدل خنده میکند، چون تصویر گلاب است که گلبرگهای آن از هم میشکند و جدا و محکوم به شکستن و تجزیه میشود. یعنی اگر خندۀ گل را آغاز زیستن گل تشبیه نمایم، از همان آغاز، محکوم به شکستن و به خودپارهگیهای نیستی میباشد که از آن رهایی نیست و زندگی گل پس از اندک زمانی گل (خاموش) میشود.
در واقع بیدل می خواهد در مصرع اول دنیای را که ما در آن زندگی میکنیم، جای بداند که زندگیبخشی در آن چون سراب میماند که اصلا وجود حقیقی ندارد. از جانب دیگر، وقتی گل زندگی انسان میشکفد، از همان آغاز به تصویر گلاب میماند که محکوم به شکستهشدن گلبرگها خویش یا از هم پاشیدگی خویش است. از نظر عرفا، زندگی اصلی در دنیای مادی دریافت نمیشود الا با رسیدن به هستی مطلق!
